♡ ادامه وانشات تک پارتی بنگ چان♡
♡ ادامه وانشات تک پارتی بنگ چان♡
چانی: او...اوه...ببخشید...من...فقط...تعادلم..رو....از..دست...دادم
ا.ت: مشکلی نیست چانی میشه بشینی کارت دارم
چانی: باشه فقط پتو رو بگیر رویه خودت آخه دارم تحریک میشم
ا.ت: ب...با...باشه پتو رو سری کشیدم رویه خودم
چانی: خب حالا بگو چیکارم داری
ا.ت: من یه چیزی بهت میگم ولی عصبی نشو باشه؟!!
چانی: بگو ببینم
ا.ت: خب راستش من از اولش که خواستم باهم ازدواج کنم از تو خوشم میومد
چانی: برای همین هیچ مقاومتی نکردی؟
ا.ت: آره اگه بخواستم مقاومت کنم مثل تو همش سر و صدا میکردم(خنده)
چانی: یادته برای اینکه عروسی رو بهم بزنم کاری کردم برقا بره و آدم فرستادم مهمونی رو بهم بزنن
ا.ت: آره ولی آخرش ازدواج کردیم ولی خب به زور چون تو یکی دیگه رو دوست داری
چانی: بلند شدم و رفتم رویه تخت کنارش نشستم
ا.ت: داری چیکار میکنی؟
چانی: فکر کردی فقط خودت منو دوست داری منم تورو دوست دارم
ا.ت: چ...چی... وا...واقع....واقعا
چانی: آره ولی نمیدونم چرا تا الان خودم متوجه نشدم
ا.ت: ولی دوست دخترت چی
چانی: من دوست دختر ندارم فقط میخواستم کاری کنم حسودیکنی من همیشه میرفتم بار پیش دوستام و تاحالا با هیچ دختری رابطه نداشتم
ا.ت: باورم نمیشه
چانی: باورت بشه و اینم بگم دیگه حق نداری منو چانی صدا کنی
ا.ت: پس چی صدا کنم
چانی: منو ددی صدا میزنی یا چاگیااا
ا.ت: ددی بهتره
چانی: آفرین بهت بیبی
ا.ت: میتونم بغلت کنم
چانی: چرا که نه
ا.ت: رفتم تویه بغلش و لبم رو گذاشتم رویه لبش
چانی: قرار بود فقط یه بوس باشه
ا.ت: دلم خواست ددیم رو بوس کنم مشکلیه
چانی: نه چه مشکلی و اینبار خودم لبم رو گذاشتم رویه لبش و یه بوسه طولانی رو شروع کردیم
چانی: او...اوه...ببخشید...من...فقط...تعادلم..رو....از..دست...دادم
ا.ت: مشکلی نیست چانی میشه بشینی کارت دارم
چانی: باشه فقط پتو رو بگیر رویه خودت آخه دارم تحریک میشم
ا.ت: ب...با...باشه پتو رو سری کشیدم رویه خودم
چانی: خب حالا بگو چیکارم داری
ا.ت: من یه چیزی بهت میگم ولی عصبی نشو باشه؟!!
چانی: بگو ببینم
ا.ت: خب راستش من از اولش که خواستم باهم ازدواج کنم از تو خوشم میومد
چانی: برای همین هیچ مقاومتی نکردی؟
ا.ت: آره اگه بخواستم مقاومت کنم مثل تو همش سر و صدا میکردم(خنده)
چانی: یادته برای اینکه عروسی رو بهم بزنم کاری کردم برقا بره و آدم فرستادم مهمونی رو بهم بزنن
ا.ت: آره ولی آخرش ازدواج کردیم ولی خب به زور چون تو یکی دیگه رو دوست داری
چانی: بلند شدم و رفتم رویه تخت کنارش نشستم
ا.ت: داری چیکار میکنی؟
چانی: فکر کردی فقط خودت منو دوست داری منم تورو دوست دارم
ا.ت: چ...چی... وا...واقع....واقعا
چانی: آره ولی نمیدونم چرا تا الان خودم متوجه نشدم
ا.ت: ولی دوست دخترت چی
چانی: من دوست دختر ندارم فقط میخواستم کاری کنم حسودیکنی من همیشه میرفتم بار پیش دوستام و تاحالا با هیچ دختری رابطه نداشتم
ا.ت: باورم نمیشه
چانی: باورت بشه و اینم بگم دیگه حق نداری منو چانی صدا کنی
ا.ت: پس چی صدا کنم
چانی: منو ددی صدا میزنی یا چاگیااا
ا.ت: ددی بهتره
چانی: آفرین بهت بیبی
ا.ت: میتونم بغلت کنم
چانی: چرا که نه
ا.ت: رفتم تویه بغلش و لبم رو گذاشتم رویه لبش
چانی: قرار بود فقط یه بوس باشه
ا.ت: دلم خواست ددیم رو بوس کنم مشکلیه
چانی: نه چه مشکلی و اینبار خودم لبم رو گذاشتم رویه لبش و یه بوسه طولانی رو شروع کردیم
۱۰.۹k
۰۹ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.