زنگ زدم خونه برادرم. برادرزادم گوشيو برداشته ميگم سلام ما
زنگ زدم خونه برادرم. برادرزادم گوشيو برداشته ميگم سلام مامان هس ؟
ميگه آله. ميگم گوشيو بده بهش ميگه:
نميتونه صحبت کنه داره گريه ميکنه. ميگم بابات چي؟
ميگه اونم داره با پليسا که اومدن دله خونمون صحبت ميتونه.
ميگم داداش علی ت چي؟ ميگه لفته بيمالستانا لو بگلده.
ميگم بابا بزگ چي؟ اونم لفته پزش قانوني. ميگم چرا ؟
ميگه آخه من گم شدم. ميگم کجايي الان؟
ميگه زيله تخت
پروردگارا ...
شیطان رجیمو بی خیال شو،
مارو از شر این گودزیلا ها حفظ بفرما...
ميگه آله. ميگم گوشيو بده بهش ميگه:
نميتونه صحبت کنه داره گريه ميکنه. ميگم بابات چي؟
ميگه اونم داره با پليسا که اومدن دله خونمون صحبت ميتونه.
ميگم داداش علی ت چي؟ ميگه لفته بيمالستانا لو بگلده.
ميگم بابا بزگ چي؟ اونم لفته پزش قانوني. ميگم چرا ؟
ميگه آخه من گم شدم. ميگم کجايي الان؟
ميگه زيله تخت
پروردگارا ...
شیطان رجیمو بی خیال شو،
مارو از شر این گودزیلا ها حفظ بفرما...
- ۱.۱k
- ۰۸ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط