{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمری است خبر از دل و دلدار ندارم

عمری است خبر از دل و دلدار ندارم
با شیشه پریزاد من از دست پریده است

صائب چه کنی پای طلب آبله فرسود
هر کس به مقامی که رسیده است، رسیده است
دیدگاه ها (۳)

باد بهار مرهم دل‌های خسته استگل مومیایی پر و بال شکسته استشا...

در سر مستی گر از زانوی من بالین کنیبوسه در لعل شراب آلود، نگ...

به عاشقان و معشوقه های شهر بگویید…دلبری برای یکدیگر را…بگذار...

به حاجب در خلوت سرای خاص بگوفلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست...

✿ غزل✿ نه آن جنسم که در قحط خریدار از بها افتم همان خورشید ...

عشق و نفرت_قسمت چهارم

#شعر_نو 🤍غم را بریز دور که هر شب سحر شودتا آنکه عشق در دل تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط