{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۴

پارت ۲۴

آبنبات با طمع لبات

هانگ دستمو گرفت و از عمارت رفتیم بیرون و توی حیاط بودیم و منم هق هق آروم میزدم
که یهو صدای شلیک اومد از ترس دستامو گذاشتم روی گوشم و بعد به عقب نگاه کردم که کوک رو دیدم که به هوا تیر زده بود

کوک:ا/ت جایی نمیره

ا/ت: میرم و خوبش میرم

کوک: وقتی من میگم تو نمیتونی کاری کنی* نیشخند

بعد علامت داد که چند تا بادیگارد اومدن و هانگ و گرفتن

ا/ت: جیغغ* ولش کنینننن

یهو بازوم خیلی محکم گرفته شد که آخم در اومد چهره ی عصبی کوک و دیدم که خیلی عصبی نگام میکرد و یهو کشون کشون منو برد توی عمارت و پرتم کرد توی اتاقش و در و قفل کرد

ویو کوک

عصبی بودم نمیدونم از خودم یا از ا/ت فقط الان میخواستمش تا آروم بشم همین....



اسمات داخل کامنتا
دیدگاه ها (۱۳)

پارت ۲۵ آبنبات با طمع لبات ویو ا/ت با شدت درد زیر دلم چ...

پارت ۲۶ آبنبات با طمع لبات ویو کوک رفتم زیر زمین به صن...

پارت ۲۳آبنبات با طمع لبات با جیمین راه افتادین خونه ی هانگپی...

پارت ۲۲آبنبات با طمع لبات بعد از صحبت با هان سو بلند شدم که...

Part 15

#سناریو_درخواستیموضوع اسلاید بعد (این پارتِ اشتی هست)نامجون:...

پارت ۴ عمو های من مافیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط