{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر دوســــت داشتم يك نفر از من بپرسد:

چقدر دوســــت داشتم يك نفر از من بپرسد: چرا نگاهت انقدر غمگين است؟ چرا لبخندهايت آنقدر تلخ وبيرنگ است؟ اما افسوس كه هيچكس نيست...هميشه من بودم و تنهايى پر از خاطره...آرى با تــــــو هستم...!! با تويى كه از كنارم گذشتى...و حتى يكبار هم نپرسيدى...چرا چشمايت هميشــه بارانــِـى است...!!
دیدگاه ها (۱)

خدايا:بابت هر شبي كه بي شكر سر بر بالين كذاشتم,بابت هر صبحي ...

شب بخیر دوستای ویسگونی ...

چقدر دوســــت داشتم يك نفر از من بپرسد: ...

ﺍﻟـــــــﻮ ﺧــــــــﺪﺍ ﺟــــــــــﻮﻧﻢ ﻣﮕﻪ ﺩﻧﯿﺎﺭﻭ ﻧﯿﺎﻓﺮﯾﺪﯼ ﺗﺎ...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

#Bubble Changbin 🫧 🐷🐰: روی استیجی اجرا کردیم که هنوزم نمی‌تو...

رمان :قرارداد سرنوشت

پروانه جان

#Escape_from_death_April29 #admin_yoki #part5به عکسی که به س...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 189♡⁠。⁠)⁩داد زد...

My professor Chapter:2Part:74نیشخند هیزل رفته رفته تلخ تر شد...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_3ساعت دقیقا نه و پنجاه و ...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_3ساعت دقیقا نه و پنجاه و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط