{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت هفده

پارت هفده
ا.ت ، ای ای کوک کوک (جیغ تا آسمون)
کوک ، چیه چته
ا.ت، بچه بچه داره میاد
کوک ، باشه باشه الان دکتر میاد (دوستان کوک دکتر شخصی داره )
چند مین بعد
دکتر ، من اومدم
کوک بفرمایین داخل
و میرن پیش از.ت
دکتر، آقا لطفاً برین بیرون
کوک ، ها باشه
کوک ویو
الان چهار ساعت گذشته ا.ت کلا جیغ میزد اما نه دیگه صدای ا.ت میاد نه صدای بچه

چند مین بعد
دکتر از اتاق میاد بیرون
دکتر ، آقای کوک
کوک، بله بله چی شد خوبن چرا صدای بچه نمیاد و
دکتر ، خندید و گفت نگران نباشین حال جفتشون خوبه فقط دخترتون ژن خون اشامیش خیلی زیاده و با کمال آرامش چشم به این دنیا وا کرد ا.لین بارمه که همچین چیزی رو میبینم تا بدنیا اومد چشماشو واز کرد و فقط نگاه میکرد خیلی خوشگله الآنم پیش مادرشه مامانشم یکم از درد زیاد ممکنه بیهوش شده جای نگرانی نیست

کوک ، من ممنونم ازتون
دکتر ، خواهش میکنم و دکتر رفت
کوک می‌ره تو اتاق که میبینه ثانا و ا.ت خوابن یکم که می‌ره نزدیک تر میبینه ثانا داره متعجب نگاش می‌کنه
کوک ، ای خدا تو چقده خوش گلی جوجه من
و ثانا رو بغل می‌کنه و سر ا.ت رو نوازش می‌کنه
ا.ت بعد از چهار ساعت
ا.ت، ثانا ثانا کوش
کوک، آروم بابا اینجاس بیا بهش شیر بده گشنشه
ا.ت، او باشه بده من بچرو
و بچه رو بغل می‌کنه و بوی اونو حس می‌کنه و بعد در گوشش میگه من تورو خیلی دوست دارما
و بعد به بچه شیر میده
بعد کوک هم از اتاق خارج میشه چون براش کار پیش اومده بود و بعد از چند مین نامی جین ته ته جیهوپ جیمین میان تو اتاق
نامی ، به به سلام به دوتا تون
تهته، خدا بده من خفاش کوچولومو
ا.ت، آروم بابا بیاین
و بعد بچرو میده بغل ته ته
ته ته، ا.ت میدونی خیلی خیلی خوبه این کوچولو من هر کاری میکنم که تو آرامش زندگی کنه فقط وسایلتو جمع کن باشه هفته دیگه کوک قراره بره از شهر بیرون اون موقع تو رو می‌فرستیم
ا.ت، ممنونم ممنون
نامی ، ته ته اگه میشه بچرو بده من
ته ته باشه بیا و من عموی بهتریم
نامی ،بده من فسقلی من عمو بزرگتم یه عموی جذاب
جین بده من بابا او خدا منم عموی دوومیتم عموی هندسامت
جیهوپ ، بده من حرف نزن عشق من منم هر وقت خواستی بهت کمک میکنم و امید میدم
جیمین ، منم همیشه بغلت میکنم
و بعد بچه رو به ا.ت میدن
نامی ما باید بریم الاناس که کوک بیاد
ا.ت، باشه ممنونم ازتون ثانا با عموهای جذابت خدافظی کن
نامی ، وای مثل شوگا میمونه اصلا گریه ای نیس
جین ، خب اون باباشه ها
نامی، ما بریم و رفتن منم با خودم نشسته بودم که اجوما برام غذا آورد و منم تشکر کردم و خوردم
که کوک اومد تو اتاق
کوک ، ثانای من چطوره
ا.ت، خوبه
کوک، بده بغلش کنم
ا.ت،بچرو میده
کوک ، ا.ت ازت ممنونم چه همچین هدیه ای بمن دادی
ا.ت، ساکته.......
۱۵لایک
۲۰کامنت
دیدگاه ها (۲۳)

پارت هجده کوک ، باشه ساکت باش اما بیا قول بدیم که با هم خوب...

پارت نوزده ا.ت، باشه برو ا.ت، ویو رفتاراش اصلا شبی یه بچه سه...

ادامه پارت شانزدهخب چون بابات یه خون اشام‌ هست و تو هم قرارع...

پارت شانزده امروزم قراره کوک بیاد دنبالم و بریم که جنسیت بچه...

طراح عشق

"سرنوشت "p,49...کوک : هومم منم خستم.... بخوابیم ؟.ا/ت : باشه...

mafia lave. پارت هشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط