{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

#سناریو
#درخواستی
وقتی عضو نهمی و موقع تمرین دنس رو اشتباه میری و اونا کلی دعوات میکنن و بعد از تمرین میبینن که داری بخاطر رفتارشون گریه میکنی.

جیسونگ
هان تنها کسی بود که هر وقت مشکلی داشتی پیش اون میرفتی چون مخفیانه رابطه داشتین و الان ازش خواسته بودی که بهت توی تمرین دنس جدیدت کمکت کنه که یهو سرت گیج رفت چون این چند وقت زیادی تمرین کرده بودی اما هان بدون اهمیت با اخم سمتت امد
: ا.ت من برای این لوس بازی های تو وقت ندارم اگه قراره اینجوری کنی اصلا بهتره تمرین نکنی
و بعد از حرفش از اتاق رفت بیرون و باعث شد روی زمین بشینی و آروم گریه کنی چند دقیقه گذشت
:ا.ت من واقعا متا....
وقتی در رو باز کرد و کسی توی اتاق تمرین نبود میدونست توی این مواقع کجا پیدا میشی
در روباز کرد، و آره درست بود روی پشت بام بودی سمتت امد و کنارت ایستاد و به شهر زیر پاتون نگاه کرد و با شنیدن صدای گریه تو نفس عمیقی کشید
:ا.ت معذرت میخوام نمیدونم یهو چرا عصبی شدم
:مهم نیست
: من و می‌بخشی؟
:نه
:اگه برات سنجاب بشم چی؟
:نه
:پس چکارکنم؟
:نمیدونم
که یهو به دیوار پشت کوبیده شدی
:فهمیدم چکارکنم
(دیگه به ما چه)

فلیکس
معمولا خیلی کیوت بود اما عصبانیتش واقعا وحشتناک بود و از شانس بدت امروز معلوم نیست چطورش بود واقعا عصبی بود و تو سر تمرین دنس رو به هم ریختی که باعث شد فلیکس با عصبانیت سرت داد بزنه جوری که همه شوکه شده بودن و اگه چانی جلوش رو نمیگرفت مطمئنن یکی تو گوشت هم میزد الان توی اتاق استراحت با هان نشسته بودی چند دقیقه گذشته بود اما اشک هات هنوز بند نیومده بود و با اشک پرسیدی
:واقعا من اینقدر بی عرضم ؟
قبل از اینکه هان جواب بده فلکیس داخل امد و با چهره کیوت و شرمنده اش جلوت زانو زد که روت رو برگردوندی
: ا.ت واقعا متأسفم زیادروی کردم میشه حرف بزنیم
خواست دستت رو بگیره که نذاشتی و یهو دیدی صدای هق هقش میاد و با شوک نگاهش کردی یهو دلت ریخت
: فلیکس باشه چیزی نیست گریه نکن
جلو تر امد و بغلت کرد و سرش رو روی پاهات گذاشت
:واقعا متاسفم


سونگمین
اصلا بهت اهمیت نمیداد با تو سردتر از بقیه بود و امروز وقتی سر تمرین خراب کردی بهت حرفای بدی زد که قلبتو خیلی شکست و بدو بدو از اونجا زدی بیرون انگار آسمونم برات گریه میکرد لبه خیابون نشستیو شروع کردی گریه کردن که بعد چند دقیقه صداشو شنیدی
:برو داخل سرمامیخوری
:مگه برات اهمیت داره ؟
:تو مریض بشی همه رو مریض میکنی
هق هقت بیشتر شد
:چرا اینقدر باهام بدی
چند دقیقه گذشت اما با حرفش شوکه شدی
:چون عاشقتم

جونگین
ایشون اینقدر به فکرته که وقتی وسط دنس زمین خوردی اونم خودشو انداخت تا خحالت زده نشی و بعد کلی چکت کرد مطمئن بشه آسیب ندیدی
دیدگاه ها (۹)

#درخواستی #سناریو (به دلیل اینکه زیاد مینویسم مجبور شدم دوتا...

#سناریو #درخواستی یک سناریو از همه بنویسی که یک ساعت زایمان ...

فیک چت جدید *نمیدونم عنوانش و چی بنویسم *

جوانه قدیمی P:12

سناریو چندپارتی جونگ کوک

تکپارتی فیلیکس(درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط