{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیر باران رفتم

زیر باران رفتم
دلم از پاکی باران لرزید
و نگاهم را شست
و صدایم را برد
و چه زیباست هم آغوش شدن با اشکی
که ز چشمان جهان می ریزد
کاش باران بودم
که دلی می شستم .
دیدگاه ها (۱)

درد دارد! کسی تنهایت بگذاردکه به جرم با او بودنهمه تنهایت گذ...

مردها اسمشان به سنــگـدلی معروف استزنها به آهن پرستیهر دو ان...

چرا به یاد نمی‌آورم ؟تو دیگری را دوست می‌داری ،من ترا دوست م...

چرا به یاد نمی‌آورم ؟تو دیگری را دوست می‌داری ،من ترا دوست م...

فیک شوگا یادم نیست پارت چنده

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_60حس میکردم کثیفم ..از روی ت...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

پارت ۲۸ ته: ساکت شو!همون یک جمله کافی بود.انگار تمام بغضم یک...

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط