الیس اروم لباسش رو عوض کرد
𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆
الیس اروم لباسش رو عوض کرد
سمت گوشی رفت و جونگ کوک هم درگوشه ای از بالشت او تماشا میکرد
پسری به الیس پیام داد
در پیام نوشته بود:«چه خبرا؟ »
گوشی از دست الیس کشیده شد
_بدش به من!
+وایسا ببینم
پسرک شروع کرد به نوشتن حرف های دلش
معلوم بود رگی با نام غیرت بالـا زده
گوشی رو به الیس پس داد
_چرا اینکارو کردی؟
+چون نباید مزاحمت بشن
الیس در گوشه ای از تخت جمع شد
_حالـا انگار میخواد بخورم
+شاید
_عه... ساکت باش
پسرک اروم بلند شد و داخل تراس رفت
سیگار رو برداشت و کشید
الیس بلند شد
یواشکی وارد تراس شد و سیگار رو پرت کرد
_ازش متنفرم
+چرا؟
_چون... اون مرتیکه برای تنبیه میذاشت تو دهنم
+یعنی؟
_اره من تا مرز بدبختی رفتم
الیس اروم لباسش رو عوض کرد
سمت گوشی رفت و جونگ کوک هم درگوشه ای از بالشت او تماشا میکرد
پسری به الیس پیام داد
در پیام نوشته بود:«چه خبرا؟ »
گوشی از دست الیس کشیده شد
_بدش به من!
+وایسا ببینم
پسرک شروع کرد به نوشتن حرف های دلش
معلوم بود رگی با نام غیرت بالـا زده
گوشی رو به الیس پس داد
_چرا اینکارو کردی؟
+چون نباید مزاحمت بشن
الیس در گوشه ای از تخت جمع شد
_حالـا انگار میخواد بخورم
+شاید
_عه... ساکت باش
پسرک اروم بلند شد و داخل تراس رفت
سیگار رو برداشت و کشید
الیس بلند شد
یواشکی وارد تراس شد و سیگار رو پرت کرد
_ازش متنفرم
+چرا؟
_چون... اون مرتیکه برای تنبیه میذاشت تو دهنم
+یعنی؟
_اره من تا مرز بدبختی رفتم
- ۴۲
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط