یه روز میاد من و تو یه نی نی داریم… کوچولوی کوچولو… انقدر
یه روز میاد من و تو یه نی نی داریم… کوچولوی کوچولو… انقدر که بلد نیست راه بره…پوشک میپوشه… ۴دستو پا میره… دستاشو میگیریم تا یکم وایسه… اما میافته… دیگه خسته میشی… دراز میکشی…بغلش میکنی و داد میزنی عسل بابا کییییه؟ اما نینیمون نمیتونه حرف بزنه… گنگ بهت خیره میشه… ...
- ۳.۸k
- ۱۸ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط