{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

『روانی عاشق』

『روانی عاشق』
𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟏𝟓
جیمین وقتی مشغول کار بود میا اروم رفت پشت سر جیمین تا علامت پشت گردن جیمین رو ببینه ..
میا موهای جیمین رو کنار زد و اون علامتو دید
جیمین متوجه شد..
*چیکار میکنی
_ها.. هی.. چی
....
جیمین دست میا رو گرفت و به خودش نزدیک کرد...
_شوکه شد
جیمین میا رو تحدید کرد...
*زیادی داری فضولی میکنی این فضولیات یه بار کار دستت میده
_ب... ب.. ببخشید
..
میا از جیمین فاصله گرفت و سریع از اتاق کار جیمین رفت بیرون...
...
جیمین نیشخند زدُ به کارش ادامه داد
..
جیمین چند ساعتی بود توی اتاقش بود ..
خسته شد. از صندلی بلند شد و گفت::
*هوفف این پرونده خیلی خسته کنندس...
جیمین از اتاق رفت بیرون که دید میا سرش روی میزِ و خوابش برده
جیمین لبخند زد،بغلش کرد و روی تخت خوابوندش...
....
جیمین یه لیوان اب خورد و یهو در مورد پرونده یه چیزی یادش و سریع رفت توی اتاقش...
.....
جیمین حدسش درست بود و زنگ زد تهیونگ
*الو تهیونگ
^الو(حالت خوابالو)
*تهیونگ پیداش کردم
^چی
*امشب باید بریم چون فردا از سئول میره
^اخه الان دسر وقته
*مجبوریم چون ساعت دو میره
^باشه باشه زنگ بزن بقیه
*خیل خوب
...
جیمین به جونگ کوک و یونگی زنگ زد...
و تهیونگ به بقیه
....
جیمین سریع رفت تا میا رو بیدار کنه
*میا
_هومم
*پاشو باید بریم
_کجا
*میفهمی
_باشه
جیمین سریع لباس کار میا رو بهش داد و خودش رفت لباس پوشید( عکس از کلشون میدم 🎀)
......
میا و جیمین رفتن و هنوز میا نمیدونست کجا میرن...
اونا رسیدن شرکت و کل پسرا اونجا بودن
....
همه خیلی خفن و جذاب شده بودن
که یهو تهیونگ گفت::
*سریع میریم......( ادرسی که میرن )
همه ::چشم
همه سوار ماشیناشون شدن و.....
.....
ادامه دارد..
دیدگاه ها (۲)

فیلماش خداس فالوش کن🎀🫦araz.bts@

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟏𝟒_این همه برامون کار کردی الانم باید جبران...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟏𝟑میا از اتاق رفت بیرون و دید که جیمین چند ...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_ 𝟑میا روی تخت خوابید و پسر شکم میا رو ماساژ...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟓جیمین اومد خونه ولی میا نبود...*سلام میا ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط