{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب که دلم ز تاب هجران میسوخت

دیشب که دلم ز تاب هجران میسوخت
اشکم همه در دیدهٔ گریان میسوخت


میسوختم آنچنانکه غیر از دل تو
بر من دل کافر و مسلمان میسوخت
ابوسعید ابوالخیر
دیدگاه ها (۲)

در بی کرانِ دشتدر نیمه های شبجز من که با خیال تو ...

تو گذشتی و شب و روز گذشت.آن زمان‌ها، به امیدی که تو،...

بی بی میگه دل آدم مثل گلدونه اگه گُل توش نباشهخاکش ترک بر م...

هر ناله که داری بکن ای عاشق شیداجائی که کند ناله عاشق اثر ای...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

بر سر کوی تو عمری به تماشا ماندیمدر کویر دل سودازده تنها مان...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط