{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐇𝐢 𝐰𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐦𝐲 𝐩𝐚𝐠𝐞 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭✨

𝐇𝐢 𝐰𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐦𝐲 𝐩𝐚𝐠𝐞 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭✨
ادامه ی پارت ۲۲( منتظر پارت جدید باشیددد)
و بعد مکثی ادامه داد: احساس میکنم هر دوتامون زخم هایی داریم که خیلی عمیقن. سعی میکنیم پنهونشون کنیم و به مرور فراموششون کنیم ولی در آخر طوری مارو توی خیالات زندونی میکنن که فقط یجا می‌شینم و خیره به سقف میشیم.
با این حرفش احساس قلبم حس عجیبی پیدا کرد که قبلاً هیچوقت اینجوری نشده بود. وقتی این حرف رو زد فهمیدم که اونطوریا هم که فکر میکردم نیست.
از بار اولی که لویا رو دیدم فکر کردم که فقط یه دختر معمولیه. یه دختر معمولی که فقط اومده تا خودش رو از شر والدینش خلاص کنه و مستقل شه.
ولی وقتی این حرف هارو زد فهمیدم که اشتباه فکر میکردم. انگار که اونم زندگی سختی داشته.
احساس کردم واقعا کسیه که ساعت ها میتونم باهاش حرف بزنم بدونه این که بترسم قضاوت شم.
احساس کردم...
احساس کردم اون همون آدمیه که لازمش دارم.


#fic
#Recovery_tears
دیدگاه ها (۳)

𝐇𝐢 𝐰𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐦𝐲 𝐩𝐚𝐠𝐞 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭✨سیلاممم ناناصیز های راشل رو...

𝐇𝐢 𝐰𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐦𝐲 𝐩𝐚𝐠𝐞 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭✨سیلامممم به ناناصیز های خود...

𝐇𝐢 𝐰𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐦𝐲 𝐩𝐚𝐠𝐞 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭✨سلامممم بچه هااا چطورین دلم...

𝐇𝐢 𝐰𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐦𝐲 𝐩𝐚𝐠𝐞 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭✨سلاممم خوشگلای راشل چطورین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط