{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و.... p12

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و.... p12

که یهو شروع به بوسیدنم کرد

بعضی موقع حس میکردم لبم داره از جا کنده

میشه

به سمت گردنم رفت و کیس مارک های

دردناکی میزاشت که یقین داشتم کبود

میشه

داشتم نفس کم میوردم که لبش رو گاز

گرفتم و گفتم

نه هیونیجین به خودت بیا تو مستی

نمیفهمی داری چیکار میکنی لطفا بس کن

من هنوز بچه م داری به یه بچه ... * بدون

توجه به حرفم دباره شروع به بوسیدنم کرد و

وحشیانه تمام جاهایی که دیده میشد رو

می بوسید و مک میزد

یه لحظه مکث کرد و در گوشم گفت:

اخه کدوم بچه ای اینقدر اندامش خوبه ها؟

من باید از این فرست استفاده کنم

بلند شد و لباسش رو در آورد و خاست

لباس منو هم در بیاره منم با دست از خودم

دفاع کردم اونم با کراواتش دستامو بست

و برد بالای سرم و به تاج تخت بست و به

کارش ادامه داد تمام لباس های منو در آورده

بود منم از اونجایی که خجالت میکشید م و

اینکه قرار بود باکره گیم رو ازم بگیره

همش ازش التماس میکردم که ولم کنه

خودمو جمع میکردم ولی اون اصلا این چیزا

حالیش نبود

ویو هیونجین
لباسش و که در آوردم خیلی تحریک شدم

ولی اون بازم بچه بود ( خب از اونجایی مین دا

۱۷ سالشه ) اما نمی تونستم جلوی خودمو

بگیرم اون زیادی اندام خوبی داشت و

منم ....




اسمات تو کامنت
شرایط واسه پارت ۱۳
۴ تا لایک
۸ تا کامنت
درخاستی اگه داشتید بگید چون الان یکم وقتم ازاده
دیدگاه ها (۸)

پارت ۳(سرنوشت)منو بغل کرد برد داخل بهش گفتم ا/ت:هوی قول بیاب...

عمارت مافیا ✨️🍷قسمت ⁵ساعت ¹⁰ صبح دیدگاه جونگکوک:از خواب بلند...

رومان عشق پنهانی (پارت3)

۲پارتی از لینو درخواستی p1 ویو سوا یه ۲ روزی بود که لینو...

فیک: زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت چهارمویو ات: ...

رومان قطره قرمز (پارت 9)

ازدواج اجباری part : 10 همه تو حال نشسته بودیم که صدای زنگ د...

خاطرات عشق ما 1ویو سوهی + داخل اتاقم بودم و داشتم کتاب میخون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط