من:یه روز با بچها دیراز خواب پاشدیم صبحونه نداشتیم رفتیم
من:یه روز با بچها دیراز خواب پاشدیم صبحونه نداشتیم رفتیم سرکلاس بعداز کلاس برگشتیم جیبامونو دیدیم پول نداریم هممون کارت داشتیم دکه ی دم دانشگاهمونم کارت خوان نداشت بعدش من جیم پنجاه تومن بود رفتیم یه شکلات خریدیم نصفش کردیم سه نفره خوردیمش سرهمینشم دعوا داشتیم که برای من کوچیکهو فلان هههه
- ۳.۳k
- ۳۰ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط