{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چارلی چاپلین می گوید: با پدرم سیرک رفته بودیم توی صف خرید

چارلی چاپلین می گوید: با پدرم سیرک رفته بودیم توی صف خرید بلیط زن وشوهری با چهار فرزندشان جلوی ما بودند
که با هیجان زیادی در مورد شعبده بازی هایی که قرار بود ببینند، صحبت می کردند.
وقتی به باجه بلیط فروشی رسیدند، متصدی باجه، قیمت بلیط ها را به آنها اعلام کرد.
ناگهان رنگ صورت مرد تغییرکرد و نگاهی به همسرش انداخت. معلوم بود که مرد پول کافی نداشت و نمی دانست چه بکند و به بچه هایی که با آن علاقه پشت او ایستاده بودند چه بگوید.ناگهان پدرم دست در جیبش برد و یک اسکناس صد دلاری بیرون آورد و روی زمین انداخت. سپس خم شد و پول را از زمین برداشت به شانه مرد زد و گفت: ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاد! مرد که متوجه موضوع شده بود، همان طور که بهت زده به پدرم نگاه می کرد گفت: متشکرم آقا.
مرد شریفی بود ولی در آن لحظه برای اینکه پیش بچه ها شرمنده نشود، کمک پدرم را قبول کرد.
بعد از این که آنها داخل سیرک شدند، من و پدرم آهسته از صف خارج شدیم و به طرف خانه برگشتیم و من در دلم به داشتن چنین پدری افتخار کردم.
آن سیرک زیباترین سیرکی بود که به عمرم نرفته بودم .
"ثروتمند زندگی کنیم به جای آنکه ثروتمند بمیریم"
دوستی گفت من رژیم دارم .
گفتم : شما وزن متعادلی دارید . نیاز به رژیم نیست !؟
او گفت : رژیم در تغذیه نیست رژیم تفکر و رفتار است . در این رژیم اجتناب می کنم از :
۱- افکار منفی
۲-آدمهای منفی مخرب و غیرسازنده
۳-کسانی که لبخند را از من می گیرند.
۴-آنهایی که باعث میشوند سایه غم و حسرت بر نگاهم چیره شود .
۵-آنها که باعث می شوند اعتماد به نفسم را از دست بدهم .
۶- آنهایی که چوب لای چرخ زندگیم می گذارند .

او گفت :
اگر یک ماه این رژیم را رعایت کنم ؛ سه کیلو از بیماریهای تفکر و رفتارم کم میشود و سه کیلو کیفیت زندگیم بالا میرود ....

بنظر من هم رژیم خوبی است .
دیدگاه ها (۱)

✍حکایت عاقبت دغلمرد ثروتمندی گله ای گوسفند داشت.شبها شیر گوس...

🍷 شراب قرمزقسمت نهم: پیامرینا چند بار پیام روی گوشی جونگکوک ...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت چــهــاردهــم 𓆪 🖤🥀اسما ماتش برده بود.«دلیل زن...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

#حکایت_قدیمی «سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه»در زمان...

🍷 شراب قرمزپارت ۲۸ — تلهماشین با سرعت در جاده‌ی تاریک حرکت م...

پارت ۱۱ ..... آخرین نقشه

LESSON

پارت ۱۱ — روزی که شهر شلوغ شدصبح آن روز، از وقتی یورا چشم با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط