{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر دنیا شود آخر تو از چشمم نمی افتی

اگر دنیا شود آخر تو از چشمم نمی افتی
به جانم گر زنی آذر تو از چشمم نمی افتی

دلم را گر بسوزانی، کشی آن را به ویرانی
کنی عشق مرا پرپر، تو از چشمم نمی افتی

اگر صد چون تو از رضوان، فرستد ایزد منان
به دستان جامی از کوثر، تو از چشمم نمی افتی

کنی گر با دلم بازی، مرا در آتش اندازی
نمانی پیش من دیگر، تو از چشمم نمی افتی

دلم را گر بیازاری، ز چشمم سیل خون باری
کنی دریاچه ی احمر، تو ازچشمم نمی افتی

گرت شهری بدی گوید, زخویت عیب ها جوید
ولو بالای هر منبر، تو از چشمم نمی افتی

نفس تا می شود جاری، درون سینه جا داری
بمان تا آن دم آخر، تو از چشمم نمی افتی..
دیدگاه ها (۲)

هر کس بشود عاشق، داغی به جگر دارداین ماهیت عشق است، دردی هم ...

بر بالشی از خاطره بگذار سرت راباشد که فراموش کنی دور و برت ر...

بوسه هایت خانمان سوز است ...جامِ باده نیست!شعله ور کن ،اعتیا...

"گر تو آزاد نباشی، همه دنیا قفس استهر کجا هست، زمین تا به ثر...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۲3

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط