{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم
اکنون که پیدا کرده ام ، بنشین تماشایت کنم

الماس اشک شوق را تاجی به گیسویت نهم
گل های باغ شعر را زیب سراپایت کنم

بنشین که با من هر نظر،با چشم دل ،با چشم سر
هر لحظه خود را مست تر ، از روی زیبایت کنم

بنشینم و بنشانمت آنسان که خواهم خوانمت
وین جان بر لب مانده را مهمان لبهایت کنم!!!
دیدگاه ها (۴)

ﺩﻳﺪﻱ ﺍﻱ ﺩﻝ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﺯﺧﻤﺖ ﺯﺩﻧﺪ؟ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺑﺪﻧﺪ ﺩﻳﺪﻱ ﺁ...

اینو تو گوشت فرو کن !!!تو نشدی ؟؟؟یکی بهتر از تو . . . بامن...

بی خیال است!"خیلی بی خیال"همان کسی که تمام "خیال"من است.

و چـه تـلـخ اسـت و کـریـهکـه از آن کـوچـه تـنـهـایـی مـازشـت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط