{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی سبب سرتاسر شب را

بی سبب سرتاسر شب را
کنار پرسه پیمودن
نزار و خسته از بودن
شبی تاریک آسودن
گرفتار غمی گشتن
در آوار تبی مُردن
کجای
این قفس باز است
که نابودم
من از بودن
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

سرخ ترین لاله ی عاشق شدنسبزترین فرصت فارغ شدنمونس شبهای فرام...

واژه ی تب دار زتو کام یافتخواجه شیراز زتو نام یافتشهد تو در ...

من از عصیان لو رفته ی یک بغض و یک درد من از ابری باران خورده...

اگر گل می شد هر خاری در این آزار و بیماری در این گرداب سر در...

ابراز کن.. نزار دیر بشهگاهی آدم از خودش تعجب می کنه ؛ از این...

#وقت_دلتنگیمبنام آفریننده ی قلب های عاشق 🤍در آن شب سرد...من ...

مینویسم برای تویی ک نابودم کردی ولی همچنان شوق دیدنت را دارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط