پرت کرد رو تخت وحشیانه
𝓗𝓪𝓻𝓭-𝓮𝓪𝓻𝓷𝓮𝓭 𝓵𝓸𝓿𝓮
𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟓
پرت کرد رو تخت… وحشیانه.
دست و پا میزدم، تقلا میکردم، جیغ میزدم… اما دستاش خیلی قوی بود. هرچی زور میزدم، انگار فایده نداشت.
بغضم ترکید… اشکام مثل بارون میریخت. تنها نقطه ضعفم… رابطهی جن*سی بود. چیزی که همیشه ازش وحشت داشتم.
– کــــممممککککک! یکی منو از دست این عوضی نجات بدهههه…
(با جیغ و گریه) به چه زبونی بهت بگم گمشوووووو؟!
هان لبخند کثیفی روی لبش داشت. بیرحمانه خم شد روم، لباشو وحشیانه چسبوند… همینطور کیسمارکهای دردناک میذاشت روی پوستم. حس میکردم همهی وجودم میسوزه.
کتمو با دستای پر زورش کشید و از تنم درآورد…
که یـــــهو…
ادامه دارد…
گایز الان سرکلاسم بعدن ادامه شو میزارم
𝓟𝓪𝓻𝓽 𝟓
پرت کرد رو تخت… وحشیانه.
دست و پا میزدم، تقلا میکردم، جیغ میزدم… اما دستاش خیلی قوی بود. هرچی زور میزدم، انگار فایده نداشت.
بغضم ترکید… اشکام مثل بارون میریخت. تنها نقطه ضعفم… رابطهی جن*سی بود. چیزی که همیشه ازش وحشت داشتم.
– کــــممممککککک! یکی منو از دست این عوضی نجات بدهههه…
(با جیغ و گریه) به چه زبونی بهت بگم گمشوووووو؟!
هان لبخند کثیفی روی لبش داشت. بیرحمانه خم شد روم، لباشو وحشیانه چسبوند… همینطور کیسمارکهای دردناک میذاشت روی پوستم. حس میکردم همهی وجودم میسوزه.
کتمو با دستای پر زورش کشید و از تنم درآورد…
که یـــــهو…
ادامه دارد…
گایز الان سرکلاسم بعدن ادامه شو میزارم
- ۶.۹k
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط