{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزگاری بود؛برای"سلام کردن"ب جنس مخالف صداها میلرزید...

روزگاری بود؛برای"سلام کردن"ب جنس مخالف صداها میلرزید...
روزگاری شد؛برای گفتن"دوست دارم"قلب ها لرزیدند...
و امروز ب راحتی حرف از"سکس"میزنند و فقط تخت ها میلرزند!
یادم باشد ب سهراب بگویم ک
"عشق دیگر صدای تپش قلب ها نیست"
"صدای فنر تخت هاست"!
دیدگاه ها (۱)

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁵افسر پرونده‌اش را روی میز گذاشت و ...

فیک جونگکوک

P2« فلش بک ب ساعت ۷ شب »ویو کیسوکه:خونه رو مرتب کردم و رفتم ...

part1:مثل همیشه چشماشو بازکرد و از خواب بیدار شد سردر طاقت ف...

#silence_after_you#Part3با نشستن هواپیما چمدونم رو برمیدارم ...

Love in the Realm of Shadows. Part1*از تایم بیمارستان گذشته ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۰جک : خودتم خودتو م...

My lovely neighbor part : 49

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط