{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راهی را دیدند مشعلی و جام آبی در دست،

راهی را دیدند مشعلی و جام آبی در دست،
پرسیدند کجا میروی؟
گفت :میروم با این آتش بهشت را بسوزانم و با این آب جهنم را خاموش کنم
تا مردم خدا رافقط بخاطر عشق به او بپرستند نه به خاطر عیاشی در بهشت و ترس از جهنم
دیدگاه ها (۴)

. روي آن شيشه تبدار تورا"ها" كردم،اسم زيباي تورابانفسم جاكرد...

ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺠﻢ ﺧﯿﺎﻟﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﺍﺳﺖﺩﻧﯿﺎﯼ ﺧﯿﺎﻟﻢ ﮐﻮﭼﮏ ﻧﯿﺴﺖ ، ﺗﻮ ﺑﯽ ...

ﭼﺮﺍ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﭼﻮﻥ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺑﺎﺷﯽ؟ ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت شــانزدهــمشــانزده...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :يا إِلٰهِى وَرَبِّى وَس...

سلام و احترام🏴" من زیر بیرق ابوالفضل العباسمزیر بیرق هیچ‌کس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط