امروز آنی نبود :) فقط شیطونیای منو نازنین بود :) اینکه تو
امروز آنی نبود :) فقط شیطونیای منو نازنین بود :) اینکه تو تاکسی واسه پسرا دست تکون می دادیم چشمک می زدیم بدبختا از پروویی ما تعجب میکردن، بعدش بهشون اونقدر می خندیدیم ک اشک از چشامون اومد :) همه رو تو خیابون با دست به هم نشون میدادیم میزدیم زیر خنده بدبختا سریع به خودشون نگاه میکردن :) هر خانومی رو میدیدیم باهاش نیم ساعت سلام علیک میکردیم :) تو پاساژ رو زمین سر خوردنام و با کله تو زمین رفتنمو ترکیدن کل پاساژو نادیده میگیریم حالا:) مثل همیشه خوش گذشت :) حداقل خوبیش اینه که با یکی دوساعت الکی الکی خندیدن جدی جدی غصه نمی خوریم :) براتون گریه های الکی الکی و خنده های جدی جدی ارزومندم :)
- ۹۰۱
- ۲۱ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط