برف هفت سالگے را
برف هفت سالگے را
بخاطر صداے پدر دوست داشتم:
پاشو ببین چہ برفے اومده!
برف ده سالگے را
بخاطر آدم برفےهایش،
برف چہارده سالگے را
بخاطر اخبار و تعطیلےهایش،
برف هجده سالگے را
درست یادم نیست
در میان افکار یخ زده بود!
برف بیست سالگے
قدم زدنہاے عاشقانہ و رد پاهایم،
برف بیست و پنج سالگے بہ بعد
فقط سرد بود
و سرد بود و سرد.....
بخاطر صداے پدر دوست داشتم:
پاشو ببین چہ برفے اومده!
برف ده سالگے را
بخاطر آدم برفےهایش،
برف چہارده سالگے را
بخاطر اخبار و تعطیلےهایش،
برف هجده سالگے را
درست یادم نیست
در میان افکار یخ زده بود!
برف بیست سالگے
قدم زدنہاے عاشقانہ و رد پاهایم،
برف بیست و پنج سالگے بہ بعد
فقط سرد بود
و سرد بود و سرد.....
- ۴۸۴
- ۱۲ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط