{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چایِ من لبریز و لب دوز است و لب سوز است، آااای!

چایِ من لبریز و لب دوز است و لب سوز است، آااای!
می خوری با من تو چای؟
گرچه کامم تلخ و چایم تلخ و روزگارم نیز تلخ
امّا دلبرم
گر تو آیی
لب گُشایی
لب بریزی
لب بسوزی
لب بدوزی
واااای!
بَه چه محشر می شود
اندازه ی یک چای خوردن
کامِ من شیرین نمایی
دلبرم
ماهِ آبان است و چایی
با تو می چسبد فقط....
دیدگاه ها (۸)

چه کنم با دل خود؛با تو بمانم یا نه..؟با صدای غزلم از تو بخوا...

مرا وقتی گرفتار خودم بودم صدا کردیمرا از من، مرا از قیدِ من ...

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کردخواب بودم که شبی عشق تو بیدارم ...

به قدری دوستت دارم که قدرش را نمی دانمبه تن چون روح می مانی،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط