{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰"زمستان دل انگیز"

𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰"زمستان دل انگیز"
part: ²⁹

-تهیونگ الان بهتری؟

+آره خوبم

-خسته نیستی؟

+نه نیستم

-باشه..من فردا باید برگردم کره...توهم همراهم میای

+چی؟نه من نمیام!

-من نگفتم میتونی نظر بدی گفتم باید بیای!

+ولی من نمی‌خوام برگردم!

-دست تو نیست.

"تهیونگ اخم کرد ولی چیزی نگفت ، بعد از خوردن تمام توت فرنگی ها و خوراکی ها تصمیم گرفت یه دوش بگیره"

+من میرم دوش بگیرم.

-باشه

"بعد از رفتن تهیونگ ، جونگ‌کوک گوشیش و برداشت و بلیط تهیه کرد ، و یه پدر تهیونگ زنگ زد"

*الو؟

-سلام آقای کیم

*سلام آقای جىٔون مشکلی به وجود اومده؟

-خواستم بهتون چیزی و بگم

*می‌شنوم

-من جفت حقیقی تهیونگم ، یکسال پیش فهمیدم ولی تهیونگ اومده بود فرانسه و فرصت نشد بیام اینجا ، و قراره فردا باهم بگردیم کره

*چی؟نمیشه!

-نگفتم بگید میشه یا نه گفتم در اطلاع باشید

"و بدون مهلت دادن به پدر تهیونگ گوشی و قطع کرد ، پس از چند دقیقه تهیونگ با حوله تن پوش از حمام بیرون اومد"

+با کی حرف می‌زدی؟

-پدرت

+چی گفتی؟

-فردا برمیگردیم کره

+هوم

-بلیط هم گرفتم ساعت ده صبح باید بریم وسایلت و جمع کن

+باشه

...

"فردا صبح جونگ‌کوک زودتر از خواب بلند شد و برای تهیونگ صبحانه مورد علاقه اش و درست کرد ، وسایلشون و از شب قبل آماده کرده بودن"

-تهیونگ؟

+هوم؟

-بیدار شو یکم بعد باید بریم

+باشه

"تهیونگ از خواب بیدار شد ، دست و صورتش و شست و نشست سره میز خواست صبحانه بخوره اما مثل شب قبل حالت تعو گرفت ، با سرعت به سمت دستشویی رفت و جلوی رو شویی چند بار عوق زد"

"جونگ‌کوک هم با نگرانی شدید دنبالش رفت و کنارش زانو زد و با لحنی که نگرانی توش موج میزد گفت"

-تهیونگ؟خوبی؟میخوای بریم دکتر؟

+آره...بریم حالم خوب نیست!

"جونگ‌کوک به محض شنیدن اینکه حالش خوب نیست سریع کمکش کرد تا بلند بشه ، سوار ماشین شدن و به سمت بیمارستان حرکت کردن"

...

-چیشد آقای دکتر؟

°خب باید بگم که امگای شما بارداره!

-چی؟...

°نزدیک سه روزه ، براش ویتامین نوشتم حتما بخوره

-باشه...

+جونگ‌کوک دکتر چی گفت؟

-گفت بارداری!

+چی؟!!!

-قراره نینی دار بشیم

+میکشت!

"جونگ‌کوک خندید و محکم لبای پسر و بوسید و تهیونگ همراهی کرد!جونگ‌کوک تعجب کرد اما در نهایت لبخند زد و حتی محکم‌تر پسر و بوسید"

-برای پرواز امروز خیلی دیر کردیم ، فردا میریم

+باشه

-تهیونگ؟

+هوم؟

-بابت اون اتفاق‌‌‌...من و بخشیدی؟

+چطور میتونم بابای بچم و نبخشم؟

"جونگ‌کوک از اینکه تهیونگ بخشیده بودش لبخند زد و دوباره پسر و بوسید"

~~~~

چطور بوددددد؟

شرایط↓
لایک:۱۰۰
کامنت:۱۰۰

#فیک_کوکوی#جونگ‌کوک#تهیونگ#بی_ال
دیدگاه ها (۱۱۸)

𝔀𝓲𝓷𝓽𝓮𝓻 𝓱𝓮𝓪𝓻𝓽𝔀𝓪𝓻𝓶𝓲𝓷𝓰"زمستان دل انگیز" part: ²⁸"صبح روز بعد با...

۸۰۰ تایی شدیم مبارککککک ممنون لوناااا✨🎀🥹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط