{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لیلی زیر درخت انار نشست.

لیلی زیر درخت انار نشست.

درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ.

گلها انار شد، داغ داغ. هر اناری هزارتا دانه داشت.

دانه ها عاشق بودند، دانه ها توی انار جا نمی شدند.

انار کوچک بود. دانه ها ترکیدند. انار ترک برداشت.

خون انار روی دست لیلی چکید.

لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید.

مجنون به لیلی اش رسید.

خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود.

کافی است انار دلت ترک بخورد...
دیدگاه ها (۱)

نه در آسمانم و نه در زمین، تنها در گودی دستان خداوند زندگی م...

یازهرا...

آرامــش دهنــــدهبرای هر ترسی « لا اله الا الله » برای هر غم...

هرگز چشمانت را از آسمان بر ندارآنجایی که خدا زندگی می کندآنق...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۸(از زبون راوی)...وقتی اون گل ...

لیلی زیر درخت انار نشست. درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ....

لیلی زیر درخت انار نشست. درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ....

لیلی زیر درخت انار نشست.درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ.گ...

لیلی زیر درخت انار نشست.درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ.گ...

لیلی زیر درخت انار نشست.درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ.گ...

لیلی، زیر درخت انار لیلی زیر درخت انار نشست. درخت انار عا...

لیلی زیر درخت انار نشست.درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ.گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط