{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یخ زدنم بهانه بود...!

یخ زدنم بهانه بود...!
دلم...
آغوش و دستان گرمت را میخواست...
وگرنه پاییز...
و این همه سرما...؟!

🍁 💫 🍁
دیدگاه ها (۴)

آغوش تومترادف امنیت استآغوش توترس‌های مرا می‌بلعدلغت نامه‌ها...

گاهی نه گریه آرامت می کندونه خندهنه فریادآرامت می کندو نه سک...

ز تمام بودنی‌ها تو همین از آن من باشکه به غیر با تو بودن دلم...

"شعور" و "معرفت"به ماشین و محل زندگی نیست!مهم "ذات" آدمهاست....

دست‌هایم از کاه است و دلم از اندوه؛ در این گندم‌زار بی‌پایان...

و برای شب‌های بلندِ این پاییزمثل دخترهای قدیمی با دامن‌های گ...

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی پارت :۴وی...

~~سرنوشت~~رایا آماده شد و رفت پایین شوگا هم آماده شده بود و ...

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀*رزا*با ...

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️𝒜 𝐹𝑜𝓇𝒷𝒾𝒹𝒹𝑒𝓃 𝒟𝒶𝓃𝒸𝑒 𝒾𝓃 𝓉𝒽𝑒 𝑀𝒾𝒹𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒞𝓇𝒾𝓂𝓈𝑜𝓃 ...

⛓️━━━━━━━━━━━━━━⛓️𝒜 𝐹𝑜𝓇𝒷𝒾𝒹𝒹𝑒𝓃 𝒟𝒶𝓃𝒸𝑒 𝒾𝓃 𝓉𝒽𝑒 𝑀𝒾𝒹𝓈𝓉 𝑜𝒻 𝒞𝓇𝒾𝓂𝓈𝑜𝓃 ...

☆تردید☆ پنج ماه از زمانی که دازای اعتراف کرد میگذشت. این پنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط