موضوععشق واقعی
موضوع:عشق واقعی
تک پارتی
علامت: + جونگ کوک / _ تهیونگ
توجه: این تک پارتی دارای اسمات است.
ویو جونگ کوک :
سلام من و جونگ کوک ۱ ساله که باهم داخل رابطه ایم و خیلی همو دوست داریم اما جدیدن رفتار جونگ کوک عوض شده با جیمین خیلی وقت میگزرونه راستش منم خب حسودی میکنم
صبح :
_بیدار شو بیب
+هاااااایییی (خمیازه)
_خوبی
+اره فقط یکم خوابم میاد
_ یاااا بسه دیگه اگه بلند نشی روز درد ناکی رو برات شروع میکنم
+باشه باشه
جونگ کوک بلند شد رفت و کارای مربوطه رو کرد رفت پایین دید تهیونگ صبحانه حاضر کرده
+اخ جونن
_بیا بخور
+مرسی
_خواهش میکنم بیب
+چیزی میخوای که انقدر بیب بیب میکنی
_درست حدس زدی
+چی میخوای
_ی شب لذت بخش با بیبیم
+یاااا ما که همین هفته پیش ....
_هیشششش هفته پیش هفته پیش بود الان الانه اگر هم همکاری نکنی خودت میدونی دیگه ویلچر نشین میشی
+من با جیمین میخوام برم بیرون
_تو هیچ جا نمیری
+چرا انقدر به من گیر میدی
_رو حرف من حرف نزن
+أه اصن قهرم
جونگ کوک بلند شد تا بره سمت مبل که تهیونگ دست جونگ کوک رو گرفت و بلندش کرد برد داخل اتاق خواب
+ولم کن
_بهت گفته بودم رو مخم راه نرو الانم فقط صدای ناله هاتو میخوام بشنوم
(هر کی اسمات میخواد کامنت بزاره)
فردا صبح :
+عاییی تهیونگ خیلی نامردی
_من که بهت گفتم رو مخم راه نرو
دو هفته بعد:
+عوق تهیونگ حالم بده
_بیا بریم بیمارستان
رفتن بیمارستان
دکتر : اقای جونگ کوک شما حامله اید.
+واقعا تهیونگ (ذوق)
_خیلی ممنونم خانم دکتر
_بیبی دیدی تو دلت ی نینی کوچولو مثل خودت کاشتم
+مرض اصن قهرم
+عاقبت قهر اخرت ی بچه بود هواست باشه
تک پارتی
علامت: + جونگ کوک / _ تهیونگ
توجه: این تک پارتی دارای اسمات است.
ویو جونگ کوک :
سلام من و جونگ کوک ۱ ساله که باهم داخل رابطه ایم و خیلی همو دوست داریم اما جدیدن رفتار جونگ کوک عوض شده با جیمین خیلی وقت میگزرونه راستش منم خب حسودی میکنم
صبح :
_بیدار شو بیب
+هاااااایییی (خمیازه)
_خوبی
+اره فقط یکم خوابم میاد
_ یاااا بسه دیگه اگه بلند نشی روز درد ناکی رو برات شروع میکنم
+باشه باشه
جونگ کوک بلند شد رفت و کارای مربوطه رو کرد رفت پایین دید تهیونگ صبحانه حاضر کرده
+اخ جونن
_بیا بخور
+مرسی
_خواهش میکنم بیب
+چیزی میخوای که انقدر بیب بیب میکنی
_درست حدس زدی
+چی میخوای
_ی شب لذت بخش با بیبیم
+یاااا ما که همین هفته پیش ....
_هیشششش هفته پیش هفته پیش بود الان الانه اگر هم همکاری نکنی خودت میدونی دیگه ویلچر نشین میشی
+من با جیمین میخوام برم بیرون
_تو هیچ جا نمیری
+چرا انقدر به من گیر میدی
_رو حرف من حرف نزن
+أه اصن قهرم
جونگ کوک بلند شد تا بره سمت مبل که تهیونگ دست جونگ کوک رو گرفت و بلندش کرد برد داخل اتاق خواب
+ولم کن
_بهت گفته بودم رو مخم راه نرو الانم فقط صدای ناله هاتو میخوام بشنوم
(هر کی اسمات میخواد کامنت بزاره)
فردا صبح :
+عاییی تهیونگ خیلی نامردی
_من که بهت گفتم رو مخم راه نرو
دو هفته بعد:
+عوق تهیونگ حالم بده
_بیا بریم بیمارستان
رفتن بیمارستان
دکتر : اقای جونگ کوک شما حامله اید.
+واقعا تهیونگ (ذوق)
_خیلی ممنونم خانم دکتر
_بیبی دیدی تو دلت ی نینی کوچولو مثل خودت کاشتم
+مرض اصن قهرم
+عاقبت قهر اخرت ی بچه بود هواست باشه
- ۱۱.۷k
- ۱۸ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط