پارت ۷۶
پارت ۷۶
پرش زمانی ///
*رسیده بودم خونه *
رزت : هوف فکر کنم قراره با کلی غر و دعوا روبه رو بشم .... هوف
* پیاده شدم ... همه جلو در عمارتن .... خیلی دوست دارم الان فرار کنم *
رزت : عااا چرا همه با اخم نگام میکنن
* رفتم پیششون *
رزت : س.... سلام
* همچنان اخم کردن *
کلود : تو که گفتی کسی اذیتت نمیکنه
* به کل بدبخت شدم *
رزت : خب _
کلود : خب چی؟ سرت شکست بعد میگی نه اذیتم نمیکنن
* بزارید برسم بعد دعوام کنید*
کلود: رزت این دومین بار یه که سرت شکسته
رزت : میدونم ببخشید ولی لطفا میذاری برم مدرس_
کلود : نه!
رزت : آخه چرا؟
کلود : من به خاطر خودت میگم
رزت : خوب من دوست دارم برم مدرسه
کلود : دیگه نمیری
* سرمو انداختم و رفتم داخل *
رزت : ممنون
* رفتم تو اتاقم *
رزت : عالیه یعنی... هوف نفس عمیق
* لیوانی که پیش تختم بود پرت کردم تو دیوار *
رزت : من آرومم آره من آرومم
پرش زمانی ///
*رسیده بودم خونه *
رزت : هوف فکر کنم قراره با کلی غر و دعوا روبه رو بشم .... هوف
* پیاده شدم ... همه جلو در عمارتن .... خیلی دوست دارم الان فرار کنم *
رزت : عااا چرا همه با اخم نگام میکنن
* رفتم پیششون *
رزت : س.... سلام
* همچنان اخم کردن *
کلود : تو که گفتی کسی اذیتت نمیکنه
* به کل بدبخت شدم *
رزت : خب _
کلود : خب چی؟ سرت شکست بعد میگی نه اذیتم نمیکنن
* بزارید برسم بعد دعوام کنید*
کلود: رزت این دومین بار یه که سرت شکسته
رزت : میدونم ببخشید ولی لطفا میذاری برم مدرس_
کلود : نه!
رزت : آخه چرا؟
کلود : من به خاطر خودت میگم
رزت : خوب من دوست دارم برم مدرسه
کلود : دیگه نمیری
* سرمو انداختم و رفتم داخل *
رزت : ممنون
* رفتم تو اتاقم *
رزت : عالیه یعنی... هوف نفس عمیق
* لیوانی که پیش تختم بود پرت کردم تو دیوار *
رزت : من آرومم آره من آرومم
- ۱۹۶
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط