{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

ܢ̣ـࡅ࡙ܩߊ‌ܝ‌ ܧܠܢ̣ــــ ܩࡍ߭. p¹

اسمش و صدا زدن:

"کیم تهیونگ.. نوبت شماست"

با قدم های محکم اما در عین حال آروم به سمت اتاق دکتر حرکت کرد، در و باز کرد و با دیدن دختری که پشت میز نشسته بود تعجب کرد.

دختری با جسه ی ریز .. صورت زیبایی که برای اون پسر توصیف ناپذیر بود

احساس می کرد قلبش دیگه تپشی نداره و زمان کاملا ایستاده
البته قلب دخترکم با دیدن پسر خودش و به در و دیوار می کوبید!
پسرک نمیخواست اون لحظه تموم بشه
اما با صدای دختر روبه رو به خودش اومد!

_آقای کیم؟

_جانم؟

_چرا دم در ایستادین؟ لطفا در و ببندید و بفرمایید بشینید!

_اوه بله!

... روی صندلی نشست و نگاهش رو به اون صورت زیبا دوخت

_خب ... مشکلتون چیه؟

انگشتش و آروم به سنت چپ سینه‌ش نشونه گرفت:

_این !

_قلبتون؟

_اوهوم

_خب بیماریه خاصی داری؟ مثلا تپش قلب، یا ناراحتیه قلبی!

_داشتم ، ولی شاید با دیدن تو فراموش شد

دخترک خجالت کشید اما سعی کرد به روی خودش نیاره، غافل از اینکه گونه هاش قرمز شدن

ادامه دارد!



#درخواستی #چند_پارتی #تک_پارتی
دیدگاه ها (۱)

ܢ̣ـࡅ࡙ܩߊ‌ܝ‌ ܧܠܢ̣ــــ ܩࡍ߭. p²پسرک لبخندی زد:_شبیه انسان ...

ܢ̣ـࡅ࡙ܩߊ‌ܝ‌ ܧܠܢ̣ــــ ܩࡍ߭. 𝒑³ (.𝒍𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕)لبخند زد؛_نباید...

ݼࡅ߭ـב ܢ݆ߺـߊ‌ܝ‌ࡅ߳ـ‌ـے בܝ‌ܟܿـࡐ‌ߊ‌ܢܚࡅ߳ـےـ٨ـﮩـ۸ـﮩ✯ـ٨ـﮩـ۸ـﮩ✯ـ٨ـﮩـ...

ݼࡅ߭ـב ܢ݆ߺـߊ‌ܝ‌ࡅ߳ـ‌ـے בܝ‌ܟܿـࡐ‌ߊ‌ܢܚࡅ߳ـےـ٨ـﮩـ۸ـﮩ✯ـ٨ـﮩـ۸ـﮩ✯ـ٨ـﮩـ...

part three....._هی چیکار میکنی؟ با دیدن دختر که در حال باز ک...

اشتباه خاص!پارت¹⁸+:با حس تلخی تو دهنش سریع خواست عقب بکشه..ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط