{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(پارت4)

(پارت4)
ات:  قنشنگ
کوک:  بازه
ات:  کوک شروع نکن
کوک:  اوکی  ببخشید خیلی خوشگل شدی ببیبی ولی این رو بدون تو فقط برای منی
ات:  اوکی من فقط برای توم
کوک:  آفرین ( لبای ات رو بوسید) 
ات: کوک برو بیرون میخوام لباسم رو عوض کنم
کوک:  نمیخوام همین جا عوض کن
(ات ویو)
میدونستم بحث باهاش فایده نداره
ات: خب پس زیپ این رو باز کن
کوک زیپ لباس رو باز کرد و بندهای لباس رو داد پاین
و از دستم در اورد
ات:  کوک چیکار میکنی؟
کوک:  خودم لباست رو در میارم
ات: نم
کوک:  هیش
کوک لباس ات رو دراورد و بعد اونیکی لباس هاش رو پوشند ولی با لمس کردن بدنش وقتی لباس هاش رو تنش کرد ی بوسه کاشت روی لبای ات و رفتن بیرون
کوک:  ما این رو برمیداریم
فروشنده: مبارک
ار فروشگاه رفتن
(کوک ویو)
ات:  کوک ساعت چند؟
کوک:  هفت و نیم
گوشی ات زنگ خورد
ات:  بله؟ 
پسر: های
ات:  تهیونگ تویی؟ 
ته:  یس سیسترم
ات: هی میدونی چقدر دلم برات تنگ شده 
ته:  منم... امروز ی مهمونی گرفتم ساعت ۹ با دوست پسرت بیا
ات:  اوکی اوبا
ته:  بای سیسی
ات:  بای
پایان مکالمه
کوک: بیبی تهیونگ بود؟  ( کوک و تهیونگ دوستن) 
ات:  آره گفت امروز ساعت ۹ بریم مهمونی گرفته
کوک:  اوکی بیا بریم خونه حاضرشیم
(بچه ها این فیک شرایط نداره ولی اگه

(حمایت تاتون کم باشه دیر دیر میزارم)
دیدگاه ها (۱۲)

(پارت5)ات: بریم (پرش زمان به خونه) ات: کوک کدوم رو بپوشم کوک...

(پارت 6)همو بغل کردن جیمین: سلام به همهکوک: سلام (سرد) ته: س...

(پارت سوم) ویو ات) راه افتادیم برای کوکی چندتا لباس گرفت که ...

(پارت 2)جیمین:  من جیمینم دوست بچگی و دوست پسر سابق ات شما ه...

پسری که قلبم رو برد

تکپارتی از تهیونگ ویو ات سلام من ات هست سه سال با تهیونگ ازد...

p15

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط