{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

↰بی اعتمادم↱ ↰میدونی چرا↱ ⇈چون کبریتی دستمو ⇈ ⇍سوزوند که

↰بی اعتمادم↱ ↰میدونی چرا↱ ⇈چون کبریتی دستمو ⇈ ⇍سوزوند که روش نوشته بود⇏ ↩بی خطر↪ ⇙هِی رفیق به ‌هر کسو ناکسی⇘ ⇚اعتــ ـــــ ـــــ ـــــماد نکن⇛
دیدگاه ها (۱)

کَم آوَرבه ام …! خـבایـ ـا اَعـ ـصابٍ مَن فاحـ ــشـﮧ نـ ــیس...

بابام که نیستی بری یـــــــــــتـــــــیم شم مامانمم نیستی ک...

این چه رسمیست؟؟؟ پیراهنش را من برایش خریدم، دیگری از تنش در‎...

هـُـوے لآشــے حـداَقــَـل میـزآشتــے عــَــرقــآے تَنــِت خـ...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت چــهــاردهــم 𓆪 🖤🥀اسما ماتش برده بود.«دلیل زن...

╭─── 𓂃🌷𓈒𓏸 ───╮💜 پارت 47 💜╰─── 𓂃🌷𓈒𓏸 ───╯📚 ویو آت | کلاسجیا آر...

مال من باش Part:20ـ خانم جئون سریع بیا دفترم...ـ چشم ارباب.....

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 2 | اولین روز دانشگاهصبح سئول با صدای زنگ گوشی...

میدونید اولین نفری که در صدر اسلام قرآن هارو سوزوند کی بود؟ت...

آخرین دعا 18

پارت چهلم | حقیقتِ سفرپارک لاراپسرا بالاخره نشستند.چند ثانیه...

پیوند خون و اختیارپارت ۸ | انتخابی میان خون و حقیقتصبح زود، ...

پیوند خون و اختیارپارت ۵ | اعتمادی که ترک برداشتباران شدیدی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط