{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتی و پاهایت مرا از پا در آوردند

رفتی و پاهایت مرا از پا در آوردند
با هر قدم قلب مرا از جا در آوردند

شرمنده ام، بعد از تو خیلی زود موهایم
رخت سیاه ماتم خود را در آوردند

پیشانی ام را خط به خط خواندم در آیینه
نقش تو را از سرنوشت ما در آوردند

صیاد من بودی، ولی صید کسی دیگر
این بار ماهیگیر از دریا درآوردند

این دردها شاید که خود درمان من باشند
شاید که جانم را همین فردا در آوردند
دیدگاه ها (۴)

↶ با ارزش تریـن چیـز در زنـدگی ★دل آدم هــــاست ...★⇦اگــر ک...

بـا کــــســـی رابــطـه " احــســاســـی "بر قـــرار کـــن کـ...

به چه می اندیشی؟ به خزانی که گذشت؟ به بهاری که نبود؟ به امید...

تاوقتی کسی در کنارت هست،خوب نگاهش کن!!!گاهی آدم ها آنقدر سری...

˼ بِسۡـم‌ِرَب‌ِالْحُ‌ـسِی‍ـنۡ...˹🤍🕊️آقا راست میگن: نوڪَرےشُـ...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

رفتی و پاهایت مرا از پا در آوردندبا هر قدم قلب مرا از جا در ...

شب شیشه ی بارون زده ایینه ی رویاست پشت پس هر پنجره تصویر تو ...

..رها کن تور خود را! من اسیر تو نخواهم شدتو از این آتش در آب...

یادتان هست نوشتم که دعا می خواندمداشتم کنج حرم جامعه را می خ...

⚫ ️🌹 پسر حضرت دریا! دل ما را دریاب ....💠 💠 💠 💠 💠 💠 💠 . یادت...

هر شب یتیم توست دل جمکرانی ام جانم به لب رسیده بیا یار جانی ...

سروده به مناسبت #میلاد امام #هادی علیه السلام:یادتان هست نوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط