{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بابام میگه:خجالت بکش

بابام میگه:خجالت بکش

ناپلئون سن تو بود شاگرد اول کلاس بود.

بعد من گفتم:

بابا ناپلئون به سن شما بود امپراطور بود.

هیچی دیگه

الان تو آشغالی سر کوچمون خوابیدم

گربه ها سلام میرسونن
دیدگاه ها (۱)

یارو ﻣﯿﺮﻩ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽﻧﺎﻫﺎﺭ ﺑﻬﺶ ﻛﺮﻓﺲ ﻣﯿﺪﻥﺷﺎﻡ ﺍﺳﻔﻨﺎﺝﻓﺮﺩﺍﺵ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﻫﻢ...

وای خدا توافق هسته ای تا این حد ؟؟..زنگ زدم مرکز اپلاسیون یه...

دیشب خونه رفیقم رفتم خواهرش بدون روسریبا ی تیشرت و شلوارک او...

هه هه, هه هه, هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه . . . . . ...

رمان :قرار داد سر نوشت

پارت. ۲۸

پارت یازدهم با چیزی که دیدم خشکم زد یعنی یونگی با اون دوستهه...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:4ویو «سلین»که مدیر گفت :-بفرمایید...

پارت ۱۷∆ اینکه توئم دوسم داری × آره ولی نمیشه .. داداشم ∆ خب...

پشت نگاه سردت....16ویو تهیونگهنوز حرف بابام توی سرم می‌چرخید...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆P6جیمین: عااا چیز...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p1ویو کوک°نور خور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط