بوی گل ، یاد تو را در قفس سینه گذاشت
بوی گل ، یاد تو را در قفس سینه گذاشت
حسرت چشم تو را آه ... به آیینه گذاشت
یک نفر آمد و یکباره دلی عاشق شد ...
یک نفر رفت و کسی کنج دلی کینه گذاشت
شنبه از روز ازل ، اول دل بستن بود ...
عاشقی ، عادت تلخی است ، که آدینه گذاشت
رسم رستم نه که فرزند ، که نامردکشی است
داغ را وسوسه عشق ، به تهمینه گذاشت...
چه غزل در غزلی میشود امشب با تو ...
شعر در سینه من جای دل آیینه گذاشت...
حسرت چشم تو را آه ... به آیینه گذاشت
یک نفر آمد و یکباره دلی عاشق شد ...
یک نفر رفت و کسی کنج دلی کینه گذاشت
شنبه از روز ازل ، اول دل بستن بود ...
عاشقی ، عادت تلخی است ، که آدینه گذاشت
رسم رستم نه که فرزند ، که نامردکشی است
داغ را وسوسه عشق ، به تهمینه گذاشت...
چه غزل در غزلی میشود امشب با تو ...
شعر در سینه من جای دل آیینه گذاشت...
- ۹۰۰
- ۲۹ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط