{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی !

یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی !
زیر لب از آن کینه دیرینه چه گفتی؟
این دست وفا بود، نه دست طلب از دوست !
اما تو، به این دست پر از پینه چه گفتی؟
دل، اهل مکدر شدن از حرف کسی نیستای آه جگرسوز!
به آیینه چه گفتی؟
از بوسه گلگون تو خون می‌چکد ای تیر!
جان و جگرم سوخت! به این سینه چه گفتی؟
از رستم پیروز همین بس که بپرسند:
از کشتن سهراب به تهمینه چه گفتی؟

فاضل نظری
دیدگاه ها (۱)

یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی!زیر لب از آن کینه دیرینه چه...

یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی    !زیر لب از آن کینه دیرین...

یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی!زیر لب از آن کینهء دیرینه چ...

یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی!زیر لب از آن کینهء دیرینه چ...

یادت نرود با دلـــم از کیـنه چه گفتی!زیرِ لب از آن کینه‌ی دی...

#شعر_نو يادت نرود با دلم از کينه چه گفتي! زير لب از آن کينهء...

یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی!زیر لب از آن کینهء دیرینه چ...

« یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی!زیر لب از آن کینه‌ی دیرین...

از مهر چه گفتم من و از کینه چه گفتی؟آوخ که به این عاشق دیرین...

از رستم پیروز همین بس که بپرسنداز کشتن سهراب به تهمینه چه گف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط