وقتی بعد از دعوا تون از خونه میری بیرون دیگه برنمیگردی (
وقتی بعد از دعوا تون از خونه میری بیرون دیگه برنمیگردی ( ولی اخر برگشت )
تک پارتی از کوک
معرفی
ات 26 ساله 2 ساله با کوک ازدواج کرده
کوک 29 ساله 2 با ات ازدواج کرده
ات ویو
چند روزیه کوک خیلی باهام سرد شده نمیدونم چرا منم امروز بهش میگم
کوک : سلام ( سرد )
ات: کوک یه سوال
کوک : الان نه خستم
ات : بسه دیگه خسته شدم دیگه انقد سردی منم ادمم دل دارم( گریه ) ( یه بار دیگه با پسر من ینطوری حرف بزنی بگی بالا چشمت ابرو ه من میدونم با تو فهمیدی یا نههه )
کوک : ناراحتی برو خونه مامان و بابات ( داد)
ات : میرم حدقل اونا درک دارن( گریه )
ات ویو
وسایلامو جمع کردم رفتم خونه
مامان و بابام در زدم
مامان ات /
بابای ات !
ات +
/: کیه
+: منم
/: منم کدوم خریه ( مامان ات شبیه منه )
+: ات م باز کن
/:( تا درو باز کرد ات پرید بغلش )
! : چی شده ات
+:( همه جیز رو توضیح داد )
پرش زمانی به 1 ماه بعد
کوک ویو
از وقتی ات رفته حالم خیلی بده فردا با یه شرکت باباش میخوام قمار کنم سر ات
فردا صبح
/: گندش بزنن( تو قمار باخت )
- : فردا میام ات رو میبرم( - علامت کوک )
ات ویو
راستش هم خوش حالم هم ناراحت امروز کوک دنبالم یهو زنگ زدم مامانم درو باز کرد
ات : کوک ( پرید بغلش )
کوک : بریم
ات : بریم
NA:
ات و کوک باهم زند گی کردن و 1 سگ دیگه جز بم اوردن
چطور شد؟
تک پارتی از کوک
معرفی
ات 26 ساله 2 ساله با کوک ازدواج کرده
کوک 29 ساله 2 با ات ازدواج کرده
ات ویو
چند روزیه کوک خیلی باهام سرد شده نمیدونم چرا منم امروز بهش میگم
کوک : سلام ( سرد )
ات: کوک یه سوال
کوک : الان نه خستم
ات : بسه دیگه خسته شدم دیگه انقد سردی منم ادمم دل دارم( گریه ) ( یه بار دیگه با پسر من ینطوری حرف بزنی بگی بالا چشمت ابرو ه من میدونم با تو فهمیدی یا نههه )
کوک : ناراحتی برو خونه مامان و بابات ( داد)
ات : میرم حدقل اونا درک دارن( گریه )
ات ویو
وسایلامو جمع کردم رفتم خونه
مامان و بابام در زدم
مامان ات /
بابای ات !
ات +
/: کیه
+: منم
/: منم کدوم خریه ( مامان ات شبیه منه )
+: ات م باز کن
/:( تا درو باز کرد ات پرید بغلش )
! : چی شده ات
+:( همه جیز رو توضیح داد )
پرش زمانی به 1 ماه بعد
کوک ویو
از وقتی ات رفته حالم خیلی بده فردا با یه شرکت باباش میخوام قمار کنم سر ات
فردا صبح
/: گندش بزنن( تو قمار باخت )
- : فردا میام ات رو میبرم( - علامت کوک )
ات ویو
راستش هم خوش حالم هم ناراحت امروز کوک دنبالم یهو زنگ زدم مامانم درو باز کرد
ات : کوک ( پرید بغلش )
کوک : بریم
ات : بریم
NA:
ات و کوک باهم زند گی کردن و 1 سگ دیگه جز بم اوردن
چطور شد؟
- ۳۱.۲k
- ۲۵ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط