رئیس جذاب من

[ رئیس جذاب من ]
♡پارت ۱۹ ♡



ویو ات


خیلی خسته بودم و فقط میخواستم زود تر برسم خونه که یه نفر از پشت دستاشو دور کمرم حلقه کرد خیلی ترسیده بودم که در گوشم زمزمه کرد*استایل ات و کوکی رو گذاشتم*

–چطوری بیبی
+ق.قربان
–هنوزم منو قربان صدامیکنی...اینقدر باهام رسمی نباش من الان دوست پسرتم
+ولی من هنوز قبول نکردم که دوست دخترت باشم
–همین که الان تو بغلمی یعنی قبولم کردی
+توبردی...قرربااااااان*قربان رو برای اینکه حرس جونگ کوک رو دربیاره گفت*
–چ.چی....باشه خودت خواستی
جونگ کوک سرشو توی گردن ات کرد و میبوسیدش
+چ.چیکار میکنی ولم کن
–نمیخوام
+هااا...لطفا نکن
–پس درست صدام کن*جدی*
+*لبخند*چی دوست داری صدات کنم
–اومممم.....ددی *با شیطنت*
+یااااااا
–باشه باشه
+کوکی چطوره
–عالیه


ات و جونگ کوک دست در دست هم رفتن خونه ات که..........


ادامه دارد‌.‌‌‌‌........‌‌‌‌...


ادامش اسماته هرکسی که میخواد کامنت بگه در صورتی که فالو داشته باشتم و ۲۰ تا پست که مال فیک هست رو لایک کرده باشه پیوی براش میفرستم😉🙃🔞😈❤️
دیدگاه ها (۱۳۵)

[ رئیس جذاب من ]♡پارت ۲۰ ♡ویو اتصبح از خواب بیدار شدم دیدم ت...

[ رئیس جذاب من ]♡پارت ۲۱ ♡+چیشده جونگ کوک خوبی –نه ات خوب نی...

[ رئیس جذاب من ]♡پارت ۱۸ ♡جونگ کوک رفت سمت اتاق تهیونگ که دی...

[ رئیس جذاب من ]♡پارت ۱۷ ♡ویو جونگ کوک دیدم صدای داد میاد......

عشق چیز خوبیه پارت ۱۳ توی بیمارستان با هم صحبت کردیمهلن : عش...

عشق چیز خوبیه پارت ۱۲ بادیگارد اومد بادیگارد : قربان فهمیدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط