{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#ایا_ارواح_میتوان_زنده_شد

#ایا_ارواح_میتوان_زنده_شد

کاپل:
میا × مین یونگی

ژانر:
ترسناک | ماورایی | رازآلود | روان‌شناختی | فانتزی تاریک | معمایی

شخصیت‌ها:

میا
یک دختر کاملاً عادی که هیچ اعتقادی به ارواح ندارد...
تا شبی که صدای کسی را می‌شنود که سال‌هاست مرده.

مین یونگی
پادشاه ارواح؛ موجودی که حتی مردگان با شنیدن نامش سکوت می‌کنند.
اما درباره او یک قانون وجود دارد:
هیچ انسانی نباید او را ببیند.

خلاصه:

میا فقط می‌خواهد بفهمد چه کسی هر شب پشت پنجره‌اش ایستاده.

اما وقتی رد آن موجود را دنبال می‌کند، به جایی می‌رسد که روی هیچ نقشه‌ای وجود ندارد؛
قلمرویی میان دنیای زنده‌ها و مرده‌ها.

جایی که تمام ارواح نام یک نفر را با ترس زمزمه می‌کنند:
پادشاه.

یونگی به میا می‌گوید تنها راه برگشتنش به دنیای زنده‌ها، فراموش کردن چیزی است که در قلمروی مردگان دیده.

اما یک سؤال باقی می‌ماند...

چرا تمام ارواح وقتی میا را می‌بینند، زانو می‌زنند؟

و چرا پادشاه ارواح، به جای کشتن او، از دیدنش وحشت می‌کند؟

شاید میا اولین انسانی نیست که وارد قلمروی مردگان شده...

شاید او همان کسی باشد که سال‌هاست مردگان منتظرش هستند.
دیدگاه ها (۰)

#آیا_ارواح_میتوان_زنده_شد؟PT:1میا هر شب دقیقاً ساعت سه و هفد...

#آیا_ارواح_میتوان_زنده_شد؟PT 2میا تا صبح جرئت نکرد از تخت پا...

بَعضی آدَما بی‌اینکه خُودِشون بِدونَن می‌شن یِه تیکِه اَز قَ...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۳۱ | همچی روشن شدهانا هنوز به جمل...

*.the Law of Violence.*

#هم_خون_بی_خون " ‌ خلاصه "رینا دختری‌ست که از کودکی توسط خا...

رز آبی پارت ۸

"یومی و نقاش جادو":)اسم: یومی و نقاش کابوس‌هاژانر: فانتزی، ع...

پارت معرفی

پارت ۴۳ — بهایی که باید پرداخت می‌شدیونگی هنوز همان‌جا ایستا...

خلاصه داستان دنیای پرسونام رو گفتم و منظورم از اونا این دوتا...

پارت ۳۱ — «فرمانی که نام یورا را داشت»یورا چند ثانیه به یونگ...

پارت ۳۸ — «حکمی که نزدیک‌تر می‌شد»یونگی چند ثانیه به خدمتکار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط