{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استوری عاشقانه تو را که دیدم

من از تمام دنیا شبی بریدم تورا که دیدم
میان چشم مستت چه ها ندیدم تورا که دیدم
غمه تورا همان شب که دل سپردم به جان خریدم
قسم به جان تو، من به جان رسیدم تورا که دیدم







#راغب
یک‌آن شُد این عاشِق‌شُدن؛دنیا همان یک‌لحظه بود...
آن دم كه چشمانت مرا از عُمقِ چشمانم رُبــود
وقتی که من عاشق شدم، شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی‌تر شد و عالم به آدم سجده کرد...

من بودم و چشمانِ تو، نه آتشی و نه گِلی
چیزی نمی‌دانم از این دیوانگی و عاقلی...
من عاشقِ چشمت شدم، شاید کمی هم بیشتر
چیزی در آن‌سویِ یقین، شاید کمی هم‌کیش‌تر
آغاز و ختمِ ماجرا، لمسِ تماشای تُو بود
دیگر فقط تصویرِ من در مردمک‌های تو بود...
.
@boof_graphy
دیدگاه ها (۰)

استوری از عشق بگو

استوری عاشقانه تو واسه من عشقی

استوری عاشقانه هستم و نیستم

استوری عاشقانه تسکین

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

عشق در تاریکی پارت: ۱۱ یک روز از اون ماجرا گذشته بود و من فک...

بعد از دوروز پرستاری از پدر راهی دانشگاه شدم  وقتی رسیدم دان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط