{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑴𝒀 𝑳𝑰𝑻𝑻𝑳𝑬 𝑩𝑼𝑵𝑵𝒀

𝑴𝒀 𝑳𝑰𝑻𝑻𝑳𝑬 𝑩𝑼𝑵𝑵𝒀

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏𝟏

/نابودی خاطرات و دید فرد/


ماشین کوک و جیمین همراه با لیندا رسیدن به ساختمانی که سکوتش خطرناک بود رسیدن.

کوک: تا من نگفتم کسی وارد نمیشه.

لیندا اروم زیر لب گفت

لیندا: گوزو

کوک: شنیدم

لیندا: گفتم که بشنوی.

کوک: احمق

لیندا: گوزو

کوک: بچه

لیندا: پیرمرد

کوک: خر

لیندا: خرگوش

کوک : همستر

جیمین وسط بحث این دو گفت

جیمین: من یه چی بگم؟

هردو هم زمان و باسرعت گفتن

کوک:نه (هم زمان)

لیندا: نه (هم زمان)

جیمین: صحیح، من اصلا خفه.

لیندا: ایشششش

کوک: کیشمیش

لیندا: کف ریش

کوک: کی‍ ‍_

جیمین چشاش گرد شد

جیمین: اهمممممم

کوک: او ببخشید حواسم نبود
دیدگاه ها (۰)

𝑴𝒀 𝑳𝑰𝑻𝑻𝑳𝑬 𝑩𝑼𝑵𝑵𝒀𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏𝟎/عذاب حقیقت/لیندا و جونگ کوک داشتن بحث...

شات؟۲۴ ساعتهمتقابل❄🌊

𝑴𝒀 𝑳𝑰𝑻𝑻𝑳𝑬 𝑩𝑼𝑵𝑵𝒀𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟕/معامله تو/لیندا: من اسلحه همراهم نیستک...

𝑴𝒀 𝑳𝑰𝑻𝑻𝑳𝑬 𝑩𝑼𝑵𝑵𝒀𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟖/اخراجی ها/لیندا: چقدر حرف میزنی.کوک: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط