{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑴𝒀 𝑳𝑰𝑻𝑻𝑳𝑬 𝑩𝑼𝑵𝑵𝒀

𝑴𝒀 𝑳𝑰𝑻𝑻𝑳𝑬 𝑩𝑼𝑵𝑵𝒀

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏𝟐

/ اوسکل شپشی/


جیمین: خاک تو سرتون

لیندا،کوک : سیکت‍ __

جیمین چشاش درشت شدو گفت:

«با بزرگترتون درست حرف بزنید»

جونگ کوک و لیندا از خنده منفجر شدن

که پیامی برای لیندا اومد

پیام:

"از اخرین خنده هاتون استفاده کنید"

لیندا در جواب ایموجیه"🖕" روفرستاد

جونگ کوک پیامو خوندو گفت

کوک: صددرصد اول تو رو میکشن

جیمین : میایین بریم داخل یانههههه؟

لیندا،کوک: بریم بریم

واردشدن با واردشدنشون لبخند از لباشون محو شد یه دختر که بایه دامن کوتاه و بدون شورت ایستاده بود و پدر لیندا با انگشت داشت شکاف بین باسن دختر رو ماساژ میداد و دختر از لذت ناله میکرد.

لیندا از تعجب خشکش زد و بلند داد زد

لیندا: چیکار میکنی!

بادیگارد ها اومدن و پسرا رو از سالن بیرون کردن و لیندا رو به صندلی بستن

ب.ل: خوب نگاه کن.

(لطفا برید کامنتا بخونید)

ادامه دارد...

بچه ها سلام.. انقدر حمایت کمه که نگو منو دارید وادار به شرط گذاشتن میکنید.
دیدگاه ها (۱)

بیاین پایین👇افرین! خب میخواستم بگم سلام بانو ها خوبید؟لینک ن...

𝐌𝐘 𝐋𝐈𝐓𝐓𝐋𝐄 𝐁𝐔𝐍𝐍𝐘𝐅𝐈𝐍𝐀𝐋 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏𝟑یهو صدای شلیک اومد.جونگ کوک به ب...

𝑴𝒀 𝑳𝑰𝑻𝑻𝑳𝑬 𝑩𝑼𝑵𝑵𝒀𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏𝟏/نابودی خاطرات و دید فرد/ماشین کوک و ج...

𝑴𝒀 𝑳𝑰𝑻𝑻𝑳𝑬 𝑩𝑼𝑵𝑵𝒀𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏𝟎/عذاب حقیقت/لیندا و جونگ کوک داشتن بحث...

𝑴𝒀 𝑳𝑰𝑻𝑻𝑳𝑬 𝑩𝑼𝑵𝑵𝒀𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟓کوک: اخ اخ اخخخخلیندا: که اینطورکوک: بل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط