{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Portal of love

Portal of love
Pt 3
منتظر بود که فرمانده بیاد که صدای کسی رو بالای پله ها شنید که میگه(هی.. تو... تازه واردی)
سرش رو برد بالا و به ابتدای پله ها نگاه کرد. یه پسر قد بلند با پوست سفید، موهای طوسی، چشم هایی به رنگ خون، لب هایی کوچک و بال هایی بزرگ و خوف ناک و تاجی بر سر از جنس طلای سفید که الماس هایی قرمز و مشکی روی خود داشت. آن پسر در نظر جیمین، بی نقص بود. فرشته ی شیطان نمای داستان ما..متوجه نبود که چند دقیقه است که به آن شخص زل زده. با صدای آن پسر به خودش آمد:
_هوی. با توام. تو کی هستی؟
+آم من.. من...
پسرک زبانش بند آمده بود. اما فرمانده به موقع رسید.

&آم. قربان. صبحتان بخیر. ببخشید اگر مزاحم شما شده ایم.
_فرمانده سوکجین... این تازه وارد کیه؟
&ببخشید که معرفی اش نکردم. او پارک جیمین است سرباز جدیدمان که ادعا دارد قبلا جنگجو بوده.
+آم... سلام سرورم. بنده پارک جیمین هستم. متاسفم که آسایش شما را به هم زدم.
_اوم. بسه. میتونید برید.

خلاصه فرمانده و جیمین به سالن تمرین رفتند. فرمانده همراه با دو سربازش از جیمین آزمون گرفتند. جیمین در تمام آزمون ها......
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱۳)

Portal of love Pt 4جیمین در تمام آزمون ها بسیار عالی بود وهم...

Portal of love Pt 5 و بعد از خوردن آن به خاب عمیقی فرو رفت. ...

portal of love pt2 داشت سعی میکرد فرمانده ارتش رو پیدا کنه ک...

Portal of lovePt1پسرک به بال هاش کش و قوصی داد و به سمت محل ...

My little princess Part...4ویو ات با نور خورشیدی که درست صاف...

رمان جونکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط