{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپید

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپید
Part:3
کوک:خببب اه
ا.ت:خیلی کنجکاوم بدونم داری چی میگی
کوک:کنجکاو نباش دختره احمق
ا.ت:..ولی یکم عجیب میزنی ..ولش کن
م ا.ت:ا.ت کجایی
ا.ت:آا حمومم مامان
م ا.ت:با کی حرف میزنی یه ساعته دارم صدات میکنم نصف شبیه کجا رفته بودی
ا.ت:رفته بودم قدم بزنم مامان
م ا.ت:باشه زود بیا بیرون بگیرم بخواب دیروقت
ا.ت:باشه
و رفت
ا.ت:بیا حکومت کنم باید بریم بخوابیم
.....
این دختره اول صبحی بلند شده رفته بیرون درم قفل کرده چطوری برم بیرون اخه که صدای چرخیدن کلید تو در بلند شد
کوک:باید تبدیل بشم؟ولش کن بزار بفهمه بایه ادم طرفه شاید ولم کرد
درو لاز کرد و اومد داخل برگشت درو قفل کرد اما وقتی ب گشت جیغ بلند کشید
ا.ت:*جیغغ
کوک:چته دختر
ا.ت:تو چطوری اومدی تو اتاق من
کوک:تو خودت منو اوردی
ا.ت:منظورت چیه
کوک:من کوکیم
ا.ت:مسخرم کردی؟
کوک:معلومه که نه میخوای نشونت بدم؟
ا.ت:اره
کوک:اوکی
تبدیل شدم که چشاش از تعجب درشت شد
ا.ت:امکان نداره پشمام....دارم خواب میبینم؟
ا.ت:ادم شو
برگشتم به حالت عادی
ا.ت:وایی خدای من تو خیلی خفنی ..وایسا دقیقا تایپ منی اگه مافیا بودی کامل میشد وایییی
کوک:خب هستم
ا.ت:چی؟تو؟مافیا؟
کوک:اره
ا.ت:پس دیشب وسط خیابون چیکار داشتی
کوک:من بعد 12 شب کنترول مورد از دست میدم و تا طلوع خورشید نمیتونم به حالت عادی برگردم
ا.ت:که اینطور
کوک:خب دیگه حالا من باید برم
.....

«میانِ پنجه‌های نرم و قلب‌های سخت، عشقی زاده شد که هیچ قانونی نمی‌توانست آن را مهار کند.»
دیدگاه ها (۰)

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپیدPart:4کوک:خب دیگه حالا م...

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپیدPart:2کوک:ای واییی ا.ت:آ...

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپیدPart:1کوک:وایی مردم +مثل...

این عشق فیک نیست کوک: اوهوا/ت : ی سوال کوک: بفرما ا/ت : ت...

ا. ت : مامان دیونه شدی؟ وایسا اگر من و جانگ کوک رو بدوزدن و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط