{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

half brother part : 42

و از دلم در نمیاورد تا احساسات جریحه دار شده ام کمی التیام پیدا کنه...خب وقتی کری جیمسون از من خواست که باهاش بیرون برم جواب مثبت دادم کری یکی از بهترین پسرای مدرسه بود در حقیقت من به طور فیزیکی به او جذب نشده بودم، اما به یک حواس پرتی نیاز داشتم و حداقل میدونستم که با هم اوقات خوبی خواهیم داشت او یکی از معدود مردانی بود که به عنوان یک دوست در نظر گرفته بودم هر چند واضح بود که اون همچین نظری نداره و دوست داشت که بیشتر از یک دوست باشه شب جمعه من به دور خودم میچرخیدم
من موهام رو ویو کردم و لباس آبی رنگ بسیار زیبایی که از فروشگاه خریده بودم رو پوشیدم
ولی هیچ هیجانی نداشتم انگار که میخواستم با ویکتوریا به سینما برم.....
وقتی کری به دنبالم اومد و زنگ درو زد مادرم در رو باز کرد
از همونجا فریاد زد:
÷ گرتا دوستت اومده دنبالت
صدای موسقی ملایمی از پشت در بسته ی اتاق جونگکوک به گوش میرسید قسمتی از وجودم دوست داشت جونگکوک ببینه که من دارم سر قرار میرم و قسمتی دیگه ای دوست نداشت که با اون سروکاری داشته باشم گری با یک دسته گل کنار پله ها منتظر من ایستاده بود. از دیدن این منظره خیلی آشفته و غمگین شدم هیچوقت نمیتونم همچین تصویری رو تحمل کنم که جونگکوک دختری رو بلند کنه و ببوسه و بهش دسته گل مینا بده....اوه در واقع اون هیچوقت اینکارو نمیکنه چون بهش نیازی نداره همینطوریش هم کلی آدم مجذوبشن
گرتا: سلام کِری
کری : سلام گرتا خیلی زیبا و خیرکننده شدی
گرتا : ممنونم
کری : اشکالی نداره به اتاقت برم و قبل از رفتن از تیپم مطمئن بشم ؟
تردید داشتم اجازه بدم کری به اتاقم بره...نگران بودم که جونگکوک از اتاقش بیرون بیاد و اون رو ببینه
گرتا : البته که میتونی....از پله ها بالا برو انتهای راهرو اتاق دست چپ اتاق منه
روی صندلی کنار کانتر نشستم و منتظر موندم
مادرم گفت : ÷ اون خیلی خوب به نظر میرسه
دسته گل ها رو توی گلدون گذاشتم و گفتم
+ اوهوم همینطوره
مشکل همینجا بود که من حتی یک ذره عشق و علاقه نسبت به اون نداشتم که بتونم امیدوار باشم
بعد از پنج دقیقه کری با چهره ای که یکم عجیب شده بود به پایین برگشت
پرسیدم : تو آماده ای ؟
بدون نگاه کردن به من گفت : کری : کاملا
اون منو به بیرون و بعد از اون به پارکینگ و ماشینش راهنمایی کرد

های گایز اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت کنید یادتون نره
دیدگاه ها (۱۲)

half brother part : 43

half brother part : 44

half brother part : 41

half brother part : 40

(Just a game?)Part38بلاخره سوهو جدا شد و به من نگاه می‌کرد م...

قتل عاشقانه

گل خونی پارت 32 + تو همینجا بمون من برم وقت بگیرم بیام که بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط