{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من واقعاً از وضعیتم خبر ندارم

من واقعاً از وضعیتم خبر ندارم
هم دلم میخواد تا فردا صبح بی وقفه
گریه کنم
از یه طرف اینقدر خستم که
حوصله ی گریه کردن ندارم
نه حرفی نه چیزی، منتظرم اما نمیدونم منتظر چی
نمیدونم به جز تحمل کردن چه کاری
ازم برمیاد ...
هم به کمک نیاز دارم همه میدونم میتونم
خودم تنهایی از پس همه چی بر بیام
لعنت بهش من حتی نمیدونم اسم این وضعیت چیه ...
دیدگاه ها (۱)

آدم ها باید توی زندگیشان پای خیلی چیزها بایستند.پای حرف هایی...

دنیا پر از آدمای کم حافظه‌ست که یادشون رفتهتو روزهای سخت کی ...

قلبمو احساس نمیکنمانگار یه جای خالی اینجا تو سینمیه جای خالی...

آن که از دشمن برای من خبر آورده بودپیش دشمن هم یقینا غیبتم ر...

حسم به تو....(فصل²p19:یوری:(اها پس رو دخترش حساسه... هه میتو...

شروع رمان پایان خوش داستان من#part_1#پایان_خوش_داستان_مندرود...

chapter 4"*frozen*وارد اتاق کاریه پدر شدیم و هردو روی صندلی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط