{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق در قوانین مختلف

عشق در قوانین مختلف
پارت چهارم
لیها در انباری بود و دید یکی درو میزنه، فکر کرد جونگ کوکه برای همین درو باز کرد. ولی دید یک ادم با چهره ی ناشناس یه غذا اورده.
چهره ناشناس=) اقای جئون گفتند که براتون غذا بیارن. لیها فکر کرد واقعیه برای همین غذارو گرفت و خورد بعد فهمید که در غذا سم ریخته. وقتی یکم دقت کرد دید. از همون سم هایی که شرکتشون برای خلافکارا دریت می کنس. اون سم به مدت 24ساعت بعد، در بدن عمل می کرد و تا اونموقع، قربانی، بدن درد، حس نکردن بدن، کف کردن لب و خون ریزی از لب. لیها فهمید که هبچ راه لر گشتی وجود نداره و غقط باید به بیمارستان نزدیک شرکت بره.
لیها =) کمک، کمک(بی جون)
کوک
همینجوری به سقف خیره شده بودم که یهو دلشوره کرفتم. نمیدونم برای چی. ولی دلشوره ی لیها رو داشتم برای همین رفتم که ببینم چیسهده تا درو باز کردم، یچی دیدم که باورم نمیشد. لیها همینحوری افتاده بود پایین با یه گوشی تودستش که نمی زاشت خاموش شه. رنگش پریده بود. از لبش کف و خون می زد بیرون.
کوک=) لی... لی.... لیها.
لیها=) کوک، نزار گوشی خاموش شه.
کوک=) چرا اینجوری شدی، این غذا چیه.
لیها=) یکی اورد برام و من خوردم.
کوک=) از کجا باید بریم بهبودشو پیدا کنیم(با لرزش)
لیها=) یه دارو خونه نزدیک شرکت.
کوک=) می برمت.
لیها =) نه، تو اگه بیای دستگیر میشی تا نقف راه منو برسون.
کوک=) نه.... نه.... کامل می برمت.
لیها=) نصف راهو میرم چون بایدم برم شرکت می خوام مامور مخفی بمونم، باشه خوشگل پسر . وگرنه لوت می دما(خنده)
کوک اونو تا نصف راه برد و بعدبه یوری گفت که مراقب لیها باشه.
لیها به داخل بیمارستان رفت. همه با شوک به لیها نگاه کردمد و بعد سریع بستریش کردند. بعد دوروز که برای جونگ کوک مثل دو سال گذشت. لیها به هوش اومد.
خانم=) سلام سرگرد لیها
لیها=) سلام خانم.
خانم=) از شما بعیده سر گرد لیها.
لیها=) چی؟
خانم=) شما خراجی.
لیها=) برای چی.
خانم درو پنحررو قفل کرد و شروع کرد به گفتم حرف ها.....
خانم=) اره لیها تو بهترینمامور من بودی. همه دیگه تورو می گفتم، می گفتم سرگرد لیها اینحوری سرگرد لیها اونجوری. هیچکس از من نگفت. اون کسی که برات غذارو اورد. تیهونگ بود. به اون پول دادم تا تورو بکشه.
لیها=) چرا... اخه.
خانم=) الانم به دکترا گفتم که مرحم(اسم موادی که سمو از بین می بره) بیارن ولی اینقدر کم بزنن که تو زنده نمونی.
دکترا اومدن و سرمو زدم. وقتی مرحمو روی میز گذاشتن، لیها دید که حواسشون نیست برای هنین دوتا از اونارو برداشت. دکترا مرحمپ با درد زیاد به لیها زدن جوری که کل بیمارستانو صدای لیها برداشت.مرحم که تموم شد دکترا رفتن و بیمارستانو تعطیل کردن. لیها طبقه ی اول بود برای همین از پنجره با اون درد فرار کرد و به عمارت کوک رفت. وقتی وارپ شد دره کوکو زد. کوک درو باز کرد و دید لیها هست تا اومد ازش سوال بپرسه لیها از هوش رفت.
کوک شینجو (دکتر باند مافیا) رو صدا کرد.
شینجو=) این دارو اسمش مرحمه. الان باید به خوبی بزنم وگرنه باعث مرگش میشه. شینجو سرمو زد. با موفقیت تموم شد. لیها چند روزی در اتاق کوم رو تخت بود. تا وقتی که بالاخره به هوش اومد.
کوک=) لیها به هوش اومدی.
لیها=) ای سرم........ اعضای باندو صدا کن و جلسه بزار.
کوک این کارو کرد و همه جمع شدن تا لیها اومد همه خوشکشون زد به جز یوری و چینجو(چون می دونستن) یوری=) سلام بچه ها این سرگرد لیها، اومده تا چیزیو بگه. هیچکس حتی جونگ کوک هم قضیه ی تیهونکو نمی دونست. لیها شروع کرد.
لیها=) سلام من سرگرد لیها هستم. اومدم بهتون بگم که بین شما یک خیانت کار وجود داره.
کوک=) چی.
لیها=) درست شنیدید، خیانت کار. من وقتی تو بیمارستاو بودم،سه ساعت اندازه ی سه سال گذشت. اونجا همه ی حقیقت هارو فهمیدم.
کوک=) چه حقیقتی.
لیها=) خیانت کاری که بین شماست..... تیهونگه.
کوک=) چی..... واقعا.
تیهونگ=) داره چرت میگه.
کوک=) لیها متاسفم ولی تو مدرکی داری تا صابتش کنی.
لیها سمت تیهونگ رفت و دیتشو روی شونه هاش گذاشت و گوشیشو در اورد. در گوشی ضبطی بود. در ان ضبط کل حرفای خانم بود.
تیهونگ چاقو شو در اورد و سعی کرد به لیها بزنه ولی لبها جاخالی داد. البته یکم از گونه هاش بریده شد.
لیها=) بالاخره شکارچی خودشو بین شکارش نشون داد.
کوک=) تیهونگ..... واقعا، می کشمت.
کوک سمت تیهونگ با چاقو اومد و می خواست بهش حمله کنه که لیها شونشو به شونه ی کوک چسبوندو اروم در گوشش گفت...
لیها=) برای سوال لازمش دارم، به خاطر من این کارو نکن.
کوک بدون هیچ حرفی به جاش رفت و نشست.
پارت بعدی حداقل تا20لایک و 5کامنت خوشگلای من.(تنبل نباش سعی کن افراد بیاری تا لایک کنن و کامنت بزارن) ولی درباره ی چیز های دیگر گذاشته می شود.
دیدگاه ها (۳)

پارت

چهل تایی مبارک🎀🥺⭐💫🫀

عشق در قوانین مختلف پارت اوللیها=) یک دختر 1...

پارت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط