{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر کوچولوی کیوتتو که کاملا عین باباش بود رو پاهات نشونده

پسر کوچولوی کیوتتو که کاملا عین باباش بود رو پاهات نشونده بودی و باهاش بازی میکردی و حرف میزدی...
+دوسم داری؟
با چشمای براقش بهت نگاه کرد و سر تکون داد،خندیدی و گفتی:
+چقدر دوسم داری؟
اونم به طرز کیوتی دستاشو تا جایی که میتونست باز کرد و گفت:
×اینقدر
محکم به خودت فشارش دادی و بوسیدیش،از بغلت فاصله گرفت و گفت:
×مامان تو خیلی بوی خوبی میدی برا منی، مال خودمی!
به بلبل زبونیش خندیدی که جونگ کوک اومد و با قیافه ی حق به جانبی گفت:
_از کی تاحالا مامانت مال تو شده؟
پسرِ جنگجوتون به سرعت از رو پاهات پایین اومد و پوزیشنِ خرگوشی ای گرفت:
×از اولش مال خودم بود
جونگ کوکم متقابلا روی دستا و زانوهاش رفت و گفت:
_نه خیر از اولش مال من بود!
توم همچنان بهشون نگاه میکردی و به کیوت بازیشون لبخند میزدی...
تصور کن .....😭




خب خب حالا لایک کنید دیگه🙂♥️
#JK
⊱• ──────── •⊰

#J_U_N_G_K_O_O_K
دیدگاه ها (۲)

از اونجایی که یونگی یه مدتِ کوتاه مجبور بود تنهایی به یه سفر...

با سردرد بیدار شدی،باید امتحانش میکردی چون چاره ای نداشتی!بی...

مکنه ی غیرقابل پیش بینی بی تی اس این بار یه حس عجیب داشت،عشق...

بخاطر تولد هوپی همه جمع شده بودین دور هم و با جین خیلی گرم گ...

شب تولدم پارت 25همه داشتن به عمارت نگاه میکردن رفتم و سلام ک...

سناریو:وقتی بهش میگی تو مثل داداشمی.چان: دستتو محکم میگیره:د...

#از_غمه_چشمانتپارت هفتم 7️⃣ته مین: اهه قرار نبود انقدر زود ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط