His favorite friend
His favorite friend
Part 2
ویو ات:
از وقتی راه افتادم تقریبا یک ربعی طول کشید تا بالاخره برسم به محل برگذاری کنسرت.
به کوک پیام دادم که دارم میام پشت صحنه اما جوابی نداد بیخیال شدم و وارد شدم.
به محض اینکه وارد شدم دیدم رو کاناپه به شکم ولو شده و با ایپدش داره انیمه میبینه و متوجهم نشده از این فرصت استفاده کردم و تند و محکم پریدم رو کمرش و نشستم.
که یهو صدای آخ بلندش، گوشمو کر کرد؛
سریع گفتم:
هوووووی خره چرا داد ممییزنی کر شدممم
با صدایی که درد توش مشخص بود گفت:
جنابعالی جامپ زدی رو کمرم بعد طلبکارم هسسستی؟! چه پررویی هستی تو!!
برو اونور بچه ناقص شدم، کم سنگین نیسستیاااا
چند ثانیه صبر کردم و داشتم نقشه بعدی رو میچیدم که متوجه شدم تهیونگ داره میاد سمتمون و برای اینکه بیشتر از این ابرو بری نکنم سریع از کمر جونگکوک اومدم پایین؛
یواشکی زیر لب زمزمه کردم:
بعدا دارم برات کوکی!
همینجوری که دوباره مشغول دیدن انیمش شده بود یک پوزخند صدادار و تمسخر آمیز زد.
تهیونگ وقتی بهم ریسد خیلی گرم سلام و احوالپرسی کرد منم همون جور جوابش رو دادم تا اینکه رو کرد به کوک و گفت :
زودباش بیا یچی بخور باید استایل شیم
نگاهشو داد به من و ادامه داد:
ات توهم بیا بنظر میاد چیزی نخورده باشی.
ادامه دارد...
Part 2
ویو ات:
از وقتی راه افتادم تقریبا یک ربعی طول کشید تا بالاخره برسم به محل برگذاری کنسرت.
به کوک پیام دادم که دارم میام پشت صحنه اما جوابی نداد بیخیال شدم و وارد شدم.
به محض اینکه وارد شدم دیدم رو کاناپه به شکم ولو شده و با ایپدش داره انیمه میبینه و متوجهم نشده از این فرصت استفاده کردم و تند و محکم پریدم رو کمرش و نشستم.
که یهو صدای آخ بلندش، گوشمو کر کرد؛
سریع گفتم:
هوووووی خره چرا داد ممییزنی کر شدممم
با صدایی که درد توش مشخص بود گفت:
جنابعالی جامپ زدی رو کمرم بعد طلبکارم هسسستی؟! چه پررویی هستی تو!!
برو اونور بچه ناقص شدم، کم سنگین نیسستیاااا
چند ثانیه صبر کردم و داشتم نقشه بعدی رو میچیدم که متوجه شدم تهیونگ داره میاد سمتمون و برای اینکه بیشتر از این ابرو بری نکنم سریع از کمر جونگکوک اومدم پایین؛
یواشکی زیر لب زمزمه کردم:
بعدا دارم برات کوکی!
همینجوری که دوباره مشغول دیدن انیمش شده بود یک پوزخند صدادار و تمسخر آمیز زد.
تهیونگ وقتی بهم ریسد خیلی گرم سلام و احوالپرسی کرد منم همون جور جوابش رو دادم تا اینکه رو کرد به کوک و گفت :
زودباش بیا یچی بخور باید استایل شیم
نگاهشو داد به من و ادامه داد:
ات توهم بیا بنظر میاد چیزی نخورده باشی.
ادامه دارد...
- ۱۳۱
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط